در حال بارگذاری
بالا
  • ۴۸ بازدید
    تا کی در انتظار گذاری به  زاریم...بازآی بعد این همه شب زنده داریم...دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز...جانسوز بود شرح سیه روزگاریم...بس شکوه کردم از دل ناسازگار خویش....دیشب که ساز داشت سر سازگاریم...شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد...چشمی نماند شاهد شب زنده داریم...شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز...تازنده ام بس است همین شرمساریم!
    ۰۰:۵۵ ۹۸/۰۳/۲۳
    سلام..شبت بخیر..یه دنیا خوشحال شدم ..ممنون که سرزدی..دلت شاد ☺✋⚘⚘⚘⚘
    ۲۳:۰۳ ۹۶/۰۷/۴
    سلام‌ مسعود جان..امیدوارم هرجایی شادو سلامت باشی..حتما سربزن و مارو از خودت باخبر کن دوست خوبم
  • ۵۱ بازدید
  • ۷۰ بازدید
    چشم بد روزگار دیدی که چه کرد...بی مهری آن نگار دیدی که چه کرد...از حرف رقیب عاقبت خونم ریخت...دیدی که چه کرد یار؛دیدی که چه کرد...
  • ۴۷ بازدید
    ارتباطات میان مرگ با من و سایه ام برایم قابل درک و فهم نبود...دیگر حتی فرصت و توانایی بازگشتن را نیز نداشتم ....تمامی این افکار بسیار ملموس و واقعی بنظر میرسیدند...انتظار مرگ را کشیدن زجرآورتر و ترسناکتر از خود زوال و نیستی بود...گامهایی که بر می داشتم سست و نامتقارن و ناشی از هول و هراسی بودند که بصورت لحظه ای در پس کله ام می چرخید...
    ۰۰:۱۹ ۹۵/۰۶/۳۱
    با سلام خدمت شما دوست عزیز و تشکر از پسند پست اخر بنده ، لطفا کامنتهای مربوطه رو هم مطالعه کنید و نظرتون رو اعلام فرمایید موفق باشید
  • ۴۴ بازدید
    چه فکر میکنی؟...جهان چو آبگینه ی شکسته ای ست... که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت...چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ...زمان بی کرانه را...تو با شمار گام عمر ما مسنج... به پای او دمی است این درنگ درد و رنج...به سان رود...که در نشیب دره سر به سنگ میزند...رونده باش...امید هیچ معجزی ز مرده نیست ...زنده باش!!!
    ۲۱:۱۴ ۹۵/۰۷/۱۶
    shiva_yt کجا می خوای بری؟ اتفاقی افتاده؟ کسی اذیتت کرده؟
    ۱۴:۰۶ ۹۵/۰۷/۱۵
    بـســیار عالیــــــ ....ســــلامــ روز بخیــــر..
  • ۷۳ بازدید
    چشم تورا ز مستی ناز آفریده اند....زلف تو را ز عمر دراز آفریده اند....شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ...ما را برای سوز و گداز آفریده اند...
  • ۷۸ بازدید
    ۲۱:۴۹ ۹۵/۰۶/۲۴
    دوستان عزیزم ممنونم از لطفتون
    ۲۱:۴۸ ۹۵/۰۶/۲۴
    خدا حفظش کنه
    ۲۱:۰۳ ۹۵/۰۶/۲۴
    چ با نمکه.سلامت باشه ایشالا
  • ۵۱ بازدید
    فرهنگ شریف هم از میان ما رفت...
    ۱۲:۲۰ ۹۵/۰۶/۱۸
    اخی روحش شاد
    ۰۲:۰۸ ۹۵/۰۶/۱۸
    روحشون شاد
    ۲۲:۱۷ ۹۵/۰۶/۱۷
    خدا رحمت کنه
  • ۵۲ بازدید
    همه آدم برفی ها در جبر فصل ها  اسیرند، پس از آنکه بوجود می آیند بسیار ساده از بین می روند و بسیار زود می میرند...یادم آمد که دوست داشتی یک آدم برفی درست شبیه من بسازی و با آن دستان گرم و مهربان ... و افکار پرشور و  با حرارتت مرا دوباره و دوباره خلق کنی:... با دست هایی یخ زده.............آغوشی سرد.........و افکار و احساساتی کرخت و لمس... شباهت عجیبیست میان من و آدم برفی ها!!!
    ۲۲:۰۱ ۹۵/۰۶/۱۷
    خیلی ممنونم...همچنین
    ۲۱:۵۹ ۹۵/۰۶/۱۷
    بسیار نیکو... امیدوارم در رسیدن به خواسته هایتان پرتلاش و پیروز باشید...
    ۲۱:۴۸ ۹۵/۰۶/۱۷
    حقیقت رو گفتم....قلمتون عالیه....از این متن های زیبا بیشتر بذارید...ممنون
  • ۳۴ بازدید
    ۱۸:۴۰ ۹۵/۰۶/۱۷
    ســلامـ وقتـــ بخیـر بابتـــ کوتاهیمـ عـذر خـواهـمـ ....خـوشحال میشمـ پستــ جـدید بـذارید..
  • ۴۴ بازدید
    قاصدک هان چه خبر آوردی؟...از کجا وز که خبر آوردی؟...خوش خبر باشی اما؛اما ...گرد بام و در من بی ثمر می گردی....انتظار خبری نیست مرا... برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس...برو آنجا که تو را منتظرند...قاصدک در دل من همه کورند و کرند...دست بردار از این در وطن خویش غریب...قاصد تجربه های همه تلخ با دلم میگوید...که دروغی تو دروغ ، که فریبی تو فریب....قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند!!!
    ۲۳:۰۲ ۹۵/۰۵/۱۶
    @ghasedak...
  • ۶۰ بازدید
    وقتی که می گفت دوست دارم در دریا طعم شیرین و لذت بخش مرگ را مزه مزه کنم می ترسیدم!!! با این حال احساسات و سیگنالهایی که از چشمهای نافذش ساطع میشد خلاف آن گفتار بود!!! چشمهایش سرشار از زندگی بود...نیرویی که آن چشمها تولید میکرد موجب شده بود تا من در بن بست بزرگی قرار بگیرم...تکرارپی در پی لغزش ها که همگی به بن بست و سقوط می انجامید مرا در برابر عمل انجام شده ای قرار میداد که زجر آور بود...گاهی وقت ها مرگ و زوال ترجیح عاقلانه ایست!!! تو از مرگ ماهیان می ترسیدی و من از مرگ تو!!!
    ۲۱:۴۷ ۹۵/۰۵/۲۰
    سپاس از توجه شما ارمیس بانو
    ۱۷:۵۳ ۹۵/۰۵/۲۰
    احسنت به پست زیبای شما
    ۱۲:۱۶ ۹۵/۰۵/۱۵
    سلام
  • ۳۹ بازدید
    14 مرداد 1285 خورشیدی روز صدور فرمان جنبش مشروطه می باشد که پیامدهای بسیار بزرگی  به همراه داشته ، هرچند که بیداری اندیشه ها با غیرت و دلیریهای باور ناکردنی گردان آزادیخواه نتایج بسیار ارجداری داشت ولیکن مشروطه بدلیل یکرشته از دلایل فرهنگی و سیاسی و ...  ناانجام ماند با این وجود آثار درخشان مشروطه  بر زندگی ایرانیان غیرقابل انکار است...
  • ۵۱ بازدید
    Solvay Conference 1927
    ۲۲:۰۴ ۹۵/۰۵/۱۲
    ممنونم به همچنین.
    ۲۲:۰۲ ۹۵/۰۵/۱۲
    شبتان آرام و سرشار از لحظات خوب...
    ۲۲:۰۲ ۹۵/۰۵/۱۲
    لطف کردید.پاینده باشید.
  • ۶۷ بازدید
    آرزوی مرگ و آرامش روانی کنجکاو و سرکش!!!
    ۲۱:۴۹ ۹۵/۰۶/۲۴
    سلام . شبت بخیر . عکسها همه زیبا بودن ☆☆☆
  • ۳۱ بازدید
    دلم آنقدر تنگ شده است که اشک های پنهانی ام اینک هر چه بیشتر رسوایم میکند...
  • ۴۵ بازدید
    ۱۹:۵۷ ۹۵/۰۵/۱۷
    وااااییی یادش بخیر
    ۱۷:۳۲ ۹۵/۰۵/۱۰
    سپاس از نگاهتان...
    ۲۲:۱۵ ۹۵/۰۵/۹
    دوست عزیز عکس زیبای انداختی
  • ۳۳ بازدید
    تمبر یادبود ارنست رادرفورد
  • ۵۵ بازدید
    دمیتری مندلیف
  • ۴۲ بازدید
    ۲۲:۰۰ ۹۵/۰۵/۱۴
    شما هم بیا بازی کنیم!!!
    ۱۹:۵۲ ۹۵/۰۵/۷
    چه حالی میده چه هوایی ... دلم برای بازی اینجوری تنگ شده
  • ۵۸ بازدید
    ۰۱:۳۱ ۹۵/۰۵/۸
    گرررربه❤___❤عالیههههه
    ۲۲:۳۴ ۹۵/۰۴/۳۱
    سپاس از شما
    ۲۲:۳۳ ۹۵/۰۴/۳۱
    لایک
  • ۶۵ بازدید
  • ۴۳ بازدید
    f
  • ۶۸ بازدید
    ۲۰:۴۵ ۹۵/۰۴/۲۴
    غافلگیرم کردی هاااا خیلی خوشحال شدم
    ۲۰:۴۳ ۹۵/۰۴/۲۴
    واااااااااااااییییییییییییییی مرسی بشی مسعود خودت گلی
    ۱۸:۲۷ ۹۵/۰۴/۲۳
    مغسی بانو
  • ۴۲ بازدید
    ۱۸:۴۹ ۹۵/۰۴/۱۸
    خواهش میکنم
    ۱۸:۴۴ ۹۵/۰۴/۱۸
    اوکی
    ۱۸:۳۵ ۹۵/۰۴/۱۸
    با درود خوشبختانه من اینستاگرام ندارم ...
  • ۵۴ بازدید
  • ۴۴ بازدید
  • ۵۴ بازدید
  • ۵۰ بازدید
    ۱۹:۲۲ ۹۵/۰۳/۳۱
    ممنون راحله جان...
    ۱۸:۲۹ ۹۵/۰۳/۳۱
    لایک ♚
  • ۵۳ بازدید
    ۱۱:۲۸ ۹۵/۰۳/۲۶
    نه....!!!
    ۱۰:۳۶ ۹۵/۰۳/۲۶
    :)) نیست ؟
    ۱۸:۱۸ ۹۵/۰۳/۲۵
    یا مزه!
  • ۶۷ بازدید
  • ۴۷ بازدید
    ۱۳:۵۳ ۹۵/۰۵/۲۲
    با اینهمه پیشرفت علم و تکنولوژِی هنوز انسان با گاو و گوسفند وابسته است برای رفع ابتدایی ترین نیاز های خودش! خدا رو شکر که این حیونا چیزی رو از ما دریغ نمیکنن.
    ۰۰:۴۱ ۹۵/۰۳/۱۶
    سلام و تشکر ویژه بابت حضور گرمتون سلامت و پیروز باشید مهر افزون
    ۲۰:۲۴ ۹۵/۰۳/۱۵
    سلام بر مهرآذر وکتایون ....ممنون بابت حضور و ارائه نظراتتان
  • ۴۵ بازدید
    ۲۳:۰۶ ۹۵/۰۳/۱۴
    بعضی مردا به زنشون میگن فلان کارو نکن فلان جا نرو با فلانی حرف نزن، خانمش میپرسه چرا؟ میگه: من به تو اطمینان دارما ولی جامعه خراب شده!!! حکایت ایمان بعضیا به خدا و قیامتش هم همینه.
  • ۹۲ بازدید
    این تصویر چه مفهومی را در ذهن شما القا میکند؟
    ۰۴:۲۸ ۹۵/۰۴/۸
    شایدم معنیش اینه که خیلی ها تلاش میکنن تا یک نفر یه ثمر برسه ☺
    ۰۴:۲۷ ۹۵/۰۴/۸
    رشد و شکوفایی یک انسان ☺
    ۱۸:۲۰ ۹۵/۰۳/۱۸
    دستان خدا
  • ۶۴ بازدید
    بدون تردید آزادسازی خرمشهر یکی از روزهای فراموش نشدنی و ارجدار تاریخ ایران است....درود بر روان تمامی مردان و زنان غیرتمند و آزاده که به آن کارهای بزرگ برخاسته و روز بزرگی را رقم زدند... سوم خرداد سال 1361 بعد از 587 روز خرمشهر طی عملیات بیت المقدس آزاد شد...
    ۱۳:۰۴ ۹۵/۰۳/۴
    درود...
  • ۴۱ بازدید
    ۲۱:۱۴ ۹۵/۰۳/۲
    خیلی جالبه لااااایک
    ۱۸:۰۹ ۹۵/۰۳/۲
    mer30
    ۱۴:۲۱ ۹۵/۰۳/۲
    باحاله
  • ۶۰ بازدید
    این جغدهای پیر سالیان سال است که در اندیشه ام لانه کرده اند... صدای آنها ... تنفسشان... معاشقه پنهانی شان... اندام معیوبشان مرا هرچه بیشتر آزار داده و در فکر فرو می برد...این نتیجه همزیستی من با آنهاست!
    ۲۰:۰۵ ۹۵/۰۳/۳
    سلام مسعود خوبی؟ چاپ لینولئوم... سبکش جالب
    ۱۱:۵۴ ۹۵/۰۳/۲
    سلام مهراذر و کتایون ممنون برای مهربانیتان...
    ۱۱:۲۵ ۹۵/۰۳/۲
    عید شما هم مبارک ;-)
  • ۶۵ بازدید
    یاد آن افتادم که گفتی "اگر روزی با اندام بی جانم رودرو شوی هرگز و هرگز در چشمانم نگاه نکن ..." تنها همین جمله کافی بود تا مرا بشکند و تکه تکه ام گرداند...با مرور آن نوشته های پراحساست ضربان قلبم نامنظم تر شده و بغض غیرقابل وصفی سرتاسروجودم را فراگرفت...! ریزش اشکها دیگر در اراده من نیست...بیشتر اوقات از زور گریه چشمهایم قرمز و ملتهب است... دنیا در برابرم تیره و تار است...سرد و خشک درست مانند خودم!!!
    ۰۰:۱۱ ۹۵/۰۳/۱
    متاسفم ... و با شما هم رای هستم که داغ و درد از دست دادن ومرگ بویژه افرادی که ما با آنان در ارتباطیم توصیف ناپذیر و دشوار است
    ۲۳:۵۸ ۹۵/۰۲/۳۱
    منظورتو متوجه نشدم مهراذر
    ۱۲:۲۹ ۹۵/۰۲/۳۱
    مگر مرگ چ اتفاق دردناکیست ک انسان را ب گریه می اندازد
  • ۷۷ بازدید
    یادی از مرحوم میرزا حسن رشدیه ...
  • ۱۰۵ بازدید
    "باز کن پنجره را...
و به مهتاب بگو :
صفحه ی ذهن کبوتر آبی ست
خواب ِ گل مهتابی ست"
...
ای نهایت در تو / ابدیت در تو
ای همیشه با من / تا همیشه بودن
...
باز کن چشمت را / تا که گل باز شود
قصه ی زندگی آغاز شود
تا که از پنجره ی چشمانت
عشق آغاز شود
تا دلم باز شود
تا دلم باز شود
...
دلم اینجا تنگ است / دلم اینجا سرد است...
فصل ها بی معنی / آسمان بی رنگ است...
    ۲۰:۰۷ ۹۵/۰۳/۳
    عالی ... متنش شعرش ترانش ... عاشق صدای معینم
    ۲۳:۵۶ ۹۵/۰۲/۲۵
    سلام شبتون بخیر....عاااااالی ..چه شعر نابی
    ۲۱:۵۳ ۹۵/۰۲/۲۵
    salam shabetun bekheyr aali bood
  • ۶۲ بازدید
    
امــروز دلا از دوش، آشفتـه تــرت بینم...
جز مستی می در سر، شور دگرت بینم...
 
گویا شده ای عاشق؛ ای دل که بدین گونه
خوناب جگر جاری، از چشم تــرت بینـم...
 
ذرات وجود من، از رقص به وجد آیــد...
ای مهر جهان آرا، گر یک نظرت بینم...
 
سوزم به حضور جمع، پروانه صفت از رشک
چون شمع، به بزم غیر، گر جلوه گــرت بینــم...
 
ز اسرار نهان سازم، یکباره خبــردارت...
مانند محیط از خویش، گر بیخبرت بینم...
    ۱۹:۴۹ ۹۵/۰۲/۲۳
    شعر زیبایی ...
    ۰۰:۱۷ ۹۵/۰۲/۲۳
    سپاس از نگاههای دوستان گرامی و ارجمندم...
    ۲۲:۵۹ ۹۵/۰۲/۲۲
    لااااایکه✔✔✔✔
  • ۱۱۲ بازدید
    از دست عدو ناله ی من از سر درد است...
اندیشه هر آن‌کس کند از مرگ، نه مرد است...
جان بازی عشاق، نه چون بازی نرد است...
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است...
    ۲۲:۰۵ ۹۵/۰۳/۴
    عارف قزوینی
    ۲۲:۲۶ ۹۵/۰۲/۲۲
    متن عااااااااالی
  • ۷۱ بازدید
    دوستان گرامی بنظرتان آیا ما ایرانی ها درانجام کارگروهی گرفتار مشکلات بزرگی هستیم؟ اگر پاسختان مثبت است دلایل احتمالی آنرا بیان کنید...
    ۲۲:۲۸ ۹۵/۰۲/۲۲
    تحمل پیشرفت دیگرانو نداریم همه میخایم مهم باشیم ن مفید,,,,متاسفانه
    ۰۱:۰۸ ۹۵/۰۲/۱۹
    من معتقدم بله علتش رو تو نوع اموزش میدونم ما با دیده اغماض در مورد نزدیکان و با دیده بیرحمی نسبت به مخالفینمون برخورد میکنیم ..گمون میکنم برای حل این مسعله باید حقوق فردی واجتماعی ونظم تعلیم داده بشه خواستی بیشتر توضیح میدم
    ۲۲:۴۴ ۹۵/۰۲/۱۷
    آره.. تو کشور ما ضعیفه... چون فرهنگمون ضعیفه..همه دوست داریم مدیر باشیم...کارفرما باشیم..رییس باشیم..نامدار باشیم...بی ثباتی اقتصاد مملکت هم دلیلی هست که افراد از شراکت میترسن...از ریسک کردن میترس..قوانین هم همینطور دستو پا گیره
  • ۷۱ بازدید
    دوستان گرامی لطفا آخرین کتاب غیردرسی را که خوانده اید را در اینجا با عنوان کتاب و نام نویسنده معرفی نمایید...
    j
    ۱۸:۴۳ ۹۵/۰۲/۳۱
    سالهای سگی، ماریو بارگاس یوسا
    ۲۲:۲۸ ۹۵/۰۲/۲۲
    قلعه ی الموت خیلی قدیمی وتاریخی
    ۰۱:۰۹ ۹۵/۰۲/۱۹
    کرونیک ۱۳۶۵
  • ۱۲۸ بازدید
    صلات ظهر مرداد ، هوای پخته ی منگ 

دوتا بچّه ی بی خواب ، ته یه کوچه ی تنگ 

با یه تفنگ چوبی ؛ یه تیر کمون یه مشت سنگ 

می رفتیم جنگ دشمن ؛ come on - کیو کیو بنگ بنگ 

چقدر سرخ پوست کشتیم ، تو اون کوچه ی بن بست 

چه فصل ساده ای بود ، برادر خاطرت هست ؟ 

همه سرگرم بازی ، همه بـی خبر و شاد 

کسی از روز غصّه ، خبر اصلاً نمی داد 

هوای بچّگی ها ؛ بهار مهربونی 

گذشت و ما رسیدیم ، به فصل نوجوونی
    ۲۲:۴۳ ۹۵/۰۳/۱۴
    این عکسا و این متنا منو میبره به دهه 60 و 70 که توی کوچه ها بازی میکردیم، یادش بخیر خیلی خوش بودیم، همه چی کم بود حتی غصه ولی مردم بیشتر خوش بودن تا الان که همه چی زیاده.
    ۲۱:۴۶ ۹۵/۰۲/۱۹
    بسیار عااااالیییی. ..کیو کیو بنگ بنگ✌✌
    ۲۳:۴۳ ۹۵/۰۲/۱۳
    چه جالب