در حال بارگذاری
بالا
۲۱ بازدید
برو به کلوبدانلود
۲۰:۴۳ ۹۷/۰۴/۷
#جبهه_اقدام داستان #روزهای_با_تو_بودن #قسمت_ششم

#جبهه_اقدام داستان #روزهای_با_تو_بودن #قسمت_ششم

 اونم بعد یه مدت نوشت: حالا خودتون قضاوت کنین؛ فعالیت در این شبکه های به اصطلاح اجتماعی که توسط دشمنان صهیونیست ما درست شده؛ آیا همکاری با ظالمین و جنایتکاران نیست؟!! آیا همکاری با متجاوزان به جان و ناموس این ملت نیست؟!! آیا فعالیت در این نرم افزارهای ضداجتماعی باعث نمیشه که اونها تسلط کامل به تمام امور زندگی ما داشته باشند؟!! یه دو دو تا چهارتای ساده است! چرا کشورهایی مثل چین و کره و... این جنگ افزارها را بستند؟؟ چرا اجازه فعالیت به اونها را در کشورشان ندادند؟؟؟ اونا نه مسلمان هستند و نه اعتقادات قوی ما را دارند اصلا خدا را قبول ندارن فقط خودشون برای خودشون مهم هستن، پس چرا تلگرام رو در چین فیلتر کردند؟؟ خیلی ساده است چون به ضررشونه. منافع کشورشون به خطر میوفتاد. خیلی واضح و صریح اعلام کردند که - تلگرام -ابزاری - ضد - دولت - برای - مکالمات - رمز - نگاری - شده - بین - فعالین - حقوق - بشره. به همین سادگی! تازه الانم نه! یکی دو سال پیش اعلام کردند. اونا که کمونیستن گفتن به ضرر ماست، ما که مسلمونیم و صریحا دستور دینمونه که نباید زیر یوغ دشمن بریم چرا باید این نجس افزارها همچنان تو فضای مجازی کشورمون باز باشه؟؟؟!!!" مریم با خنده می گوید: "نجس افزار منظورشون تلگرام و اینستاگرامه هااااا" و بعد دوباره از روی موبایلش می خواند: "آیا به همون دلایل کمونیستا، به ضرر ملت ما نیست؟!! منافع کشورما را به خطر نمیندازه؟!!" کلا ظرف شستن را رها کرده ام و به مریم گوش میکنم. مریم سرش را بالا می آورد و چشم غره می رود: "ظرفتو بشور تا بقیه شو بخونم! یک بشقاب برمی دارم و با اسفنج تمیزش می کنم. مریم تشر می زند که: "تمیز بشوریا!" و ادامه می دهد: "همچنان می نوشت و می فرستاد": اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامى و انقلابى خودش خارج بشه و خونه ی عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین - علیهم السلام - را با دستاى خودش نابود کنه. آن وقت، ممكنه جهانخواران اونها را به عنوان یك ملت ضعیف و فقیر و بى فرهنگ به رسمیت بشناسن، ولى در همان حدى كه خودشون آقا باشن و ما نوكر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولى و قیم ما باشن، ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، اونها هرگز یك ایران با هویت اسلامى _ ایرانی را تحمل نمی کنند. مریم نفس تازه می کند و می گوید: "خلاصه من حرفی نداشتم بزنم... چون هنوز برام اثبات نشده تلگرام روسی هست یا صهیونیستی؟ هرکسی ام یه چیز میگه!" بشقاب ها را یکی یکی زیر آب می گیرم و دست می کشم، یاد سیدحسین افتاده ام و حرفهایش را زمزمه می کنم: "سیدحسینم همینا رو میگفت!" مریم با تعجب می پرسد: "چی؟" آخرین بشقاب را در جاظرفی می گذارم، دست هایم را می شویم و به طرف مریم برمی گردم: "امشب تو مسجد با پسرخاله حسن آشنا شدم، سیدحسین. اونم معتقد بود تلگرام صهیونیستیه. بذار فردا برم کتابفروشیشون، بپرسم ازش. خیلی بچه باحالی بود." ادامه دارد...