در حال بارگذاری
بالا
۴۱۵ بازدید
برو به کلوبدانلود
۱۶:۲۵ ۹۴/۰۲/۱۲
قالی فلزی درحال رنگ آمیزی

قالی فلزی درحال رنگ آمیزی

۲۰:۱۲ ۹۴/۰۲/۱۲
کسی رو میخواد که حوصله داشته باشه
۲۰:۳۳ ۹۴/۰۲/۱۲
سلام بله حدود6ماه ده دوازده نفری مشغول بودند
۱۰:۴۶ ۹۴/۰۲/۱۳
چقدر زیباست،تابحال اصلا نشنیده بودم قالی فلزی!میخوام یاد بگیرم راهنماییم میکنین لطفا؟
۰۰:۳۶ ۹۴/۰۲/۱۵
چه..ظرافتی
۰۷:۰۵ ۹۴/۰۲/۱۵
زیباست
۱۹:۳۶ ۹۴/۰۲/۲۴
اول اسکلت تندیس رابافلزدرست میکنیم وبعدباسیمان میپوشانیم وبعدبرش وپرداخت وررنگ آمیزی وغیره
۱۹:۴۴ ۹۴/۰۲/۲۴
البته استاددرموردقالی هم نظربدین خوشحال میشم این قالی تمام فلزبوده بانقش ونگاربرجسته و20هنرمندحدود6ماه رواین اثرتلاش کردن وفکرکنم برای اولین بارتودنیادرست شده
۲۰:۰۲ ۹۴/۰۲/۲۴
چشم
۲۰:۰۲ ۹۴/۰۲/۲۴
ممنون
۲۰:۲۶ ۹۴/۰۲/۲۴
آه ازصدایی که هرگزشنیده نشد
۲۰:۲۹ ۹۴/۰۲/۲۴
گفته بودی شعری برای تو بگویم چه بگویم؟! تو خودِ شعری شاعرت خداست و من خواننده ی پروپاقرصِ مجموعه‌ی چشم‌های تو …
۲۰:۳۱ ۹۴/۰۲/۲۴
. هرسکوتی نشان ازضعف نیست.. دانشجویی میگوید: یکی ازدکترهای دانشگاه ماکه استاد هم بوده، ساعت دخترانه دستش بود وماهمیشه به او می خندیدیم...! . . . تااینکه برامون مشخص شد اون ساعت تنهادخترش بوده که اونو ازدست داده بود..دلهایی هست که دردمیکشد،اما دم نمیزند.. همیشه سکوت شخص ،دلیل برعدم قدرت اوبرجواب دادنش نیست.. خیلی ها هستند که سکوت رااختیار میکنند، تا کسی راجریحه دار نکنند.. خیلی هاهستند سکوت رااختیارمیکنند..، چون درد دارند وحرف زدنشان دردشان را بیشترمیکند خیلی هاهستندمی دانندکه حرف زدن دربعضی مواقع فایده ای ندارد خیلی ها هم هنگام عصبانیت سکوت رااختیارمیکنندتا کسی راازدست ندهند ومی ماند سکوت بزرگ.. اون هم سکوت توهست، تاخودت ورفتارت را ترقی بدهی هیچکس تواین دنیا ازفشارهای زندگی درامان نخواهد نبود، ما رو زمینی زندگی میکنیم که آماده شده برای سختیهاوابتلاها،که حتی انبیا هم ازآن درامان نمانده اند پس سپاس کسانی راکه قبل ازعرض پوزش ،مارا معذور میدانند وسپاس کسانی راکه حال مارادرک میکنند،قبل از اینکه ما آن راشرح دهیم و سپاس کسانی را که با همه عیبهایمان ما را دوست میدارند.
۲۰:۳۶ ۹۴/۰۲/۲۴
استادکاش میشدبیشترازمعلومات شمااستفاده کنم
۲۰:۴۲ ۹۴/۰۲/۲۴
این شعر فوق العاده اس.حتما بخونید: خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/ مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/ که به پرونده ی جرم دخترش برخورده / خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ / بین دعوای پدر مادر خود گم شده است / خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادش/ غرق در درد خماری شده فریاد زده/ مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس/ پسرش پیش زنش بر سر او داد زده خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم/ دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است/ مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند/ زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه/ که کسی غیر پرستار سراغش نرود/ خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که / عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید/ غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است/ شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید/ در پی معجزه ای راهی مشهد شده است...