در حال بارگذاری
بالا
۶۵۱ بازدید
برو به کلوبدانلود
۲۲:۵۹ ۹۴/۰۷/۱۳
من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست مانند من آسیمه سر و دربدری نیست،بسیار برای تو نوشتم غم خود را،بسیار مرا نامه ولی نامه بری نیست،یکعمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیست،حالا که مقدر شده آرام بگیرم،سیلاب مرا برده و از من اثری نیست بگذار که درها همگی بسته بمانندوقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست
 بگذار تبر بـر کمر شاخه بکوبد
وقتی که بهار آمد و او را ثمری نیست تلخ است مرابودن و تلخ است مرا عمردر شهر به جزمرگ متـاع دگری نیست

من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست مانند من آسیمه سر و دربدری نیست،بسیار برای تو نوشتم غم خود را،بسیار مرا نامه ولی نامه بری نیست،یکعمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیست،حالا که مقدر شده آرام بگیرم،سیلاب مرا برده و از من اثری نیست بگذار که درها همگی بسته بمانندوقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست بگذار تبر بـر کمر شاخه بکوبد وقتی که بهار آمد و او را ثمری نیست تلخ است مرابودن و تلخ است مرا عمردر شهر به جزمرگ متـاع دگری نیست

۲۳:۰۱ ۹۴/۰۷/۱۳
لاییییک
۲۳:۰۱ ۹۴/۰۷/۱۳
بسیار زیبا عااااااااالی
۲۳:۰۱ ۹۴/۰۷/۱۳
بهه بههه عااالی
۲۳:۰۲ ۹۴/۰۷/۱۳
تصویر و متن بسیار زیبا و روح نواز...
۲۳:۰۳ ۹۴/۰۷/۱۳
بسیااااار عااااالی لااااییییییییک طلایی ✔✴✅✴✔✴✅✴✔
۲۳:۰۴ ۹۴/۰۷/۱۳
سلام شب شمابخیروخوشی. بسیارزیباودلنشین..لاااایک.لاااایک
۲۳:۰۴ ۹۴/۰۷/۱۳
دوستان لطفا در خصوص عکس پستی الان گذاشتم از نظر فنی، هنری و درک احساس بصری،یا بین مطلبی در خصوص تلاقی پاییز و بهار(سبزی و زردی و نارنجی) این عکس را توصیف یا نقد کنید.لایک هم نمیخوام
۲۳:۰۴ ۹۴/۰۷/۱۳
تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست اسیر گریهٔ بی‌اختیار خویشتنم فغان که در کف من اختیار باید و نیست چو شام غم دلم اندوهگین نباید و هست چو صبحدم نفسم بی‌غبار باید و نیست مرا ز بادهٔ نوشین نمی‌گشاید دل که می به گرمی آغوش یار باید و نیست درون آتش از آنم که آتشین گل من مرا چو پارهٔ دل در کنار باید و نیست به سردمهری باد خزان نباید و هست به فیض‌بخشی ابر بهار باید و نیست چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست کجا به صحبت پاکان رسی که دیدهٔ تو به سان شبنم گل اشکبار باید و نیست رهی به شام جدایی چه طاقتیست مرا که روز وصل دلم را قرار باید و نیست رهی معیری
۲۳:۰۴ ۹۴/۰۷/۱۳
سلام... هرگز: به آدمهای مهربان زخم نزنید چون گوشه قلب خدا زخمی میشود... آدمهای مهربان در مقابل خوبی هایِ یکطرفه هرگز احساس حماقت نمیکنند چون خوب بودن برای آنها عادت شده آدم های مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند  آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند... آدمهای مهربان خود انتخاب کرده اند که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند... هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان هست سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید... مهربان باشید با مهربانان..شب خوش. .
۲۳:۰۵ ۹۴/۰۷/۱۳
لایک طلایی به متن و عکس ......شبتون خوش و روزگارتون شاد
۲۳:۰۶ ۹۴/۰۷/۱۳
لایک ب متن و عکس
۲۳:۰۸ ۹۴/۰۷/۱۳
درود سایه عزیز خونه دلت روشن مهربون
۲۳:۰۹ ۹۴/۰۷/۱۳
درود ..عالی بو د جناب بابک
۲۳:۰۹ ۹۴/۰۷/۱۳
درود ویدا خانوم عزیز بانوی وجاهت .بیشک نگاهتان متعالیست سپاسدار حضورتان خواهم بود.