در حال بارگذاری
بالا
۲۱۶ بازدید
برو به کلوبدانلود
۱۶:۲۱ ۹۴/۰۲/۱۲
قالی فلزی تمام نقش ونگاراین قالی حکاکی شده وبعدرنگ آمیزی شده ودرحدود20هنرمندرواین اثرماندگارهنری کارکردن

قالی فلزی تمام نقش ونگاراین قالی حکاکی شده وبعدرنگ آمیزی شده ودرحدود20هنرمندرواین اثرماندگارهنری کارکردن

۱۶:۴۲ ۹۴/۰۲/۱۲
ممنون ازلطفتون بصورت المان شهری داخل میدانهای شهرکارمیکنند
۱۶:۵۰ ۹۴/۰۲/۱۲
فوق العاده است
۱۷:۱۶ ۹۴/۰۲/۱۲
خسته نباشید واقعا هنرمندید
۲۰:۵۳ ۹۴/۰۲/۱۲
نجف آباداصفهان
۲۱:۴۱ ۹۴/۰۲/۱۲
اونابصورت المان درجاهای پررفت وآمدنصب میکنند
۰۰:۳۶ ۹۴/۰۲/۱۵
خسته نباشین
۰۹:۱۷ ۹۴/۰۲/۱۶
سلام کارتون حرف نداره داداش بینظیره لنگه نداره قیمت نداره داداش این کجابکارمیبرید
۰۹:۱۹ ۹۴/۰۲/۱۶
داخل میدان های شهربرای بازدیدعموم مردم وکاملاازفلزساخته شده
۰۹:۴۵ ۹۴/۰۲/۱۶
دست شمادردنکنه داداش خداقوت
۱۵:۴۶ ۹۴/۰۲/۱۶
واقعاً زیباست وخسته نباشید
۱۵:۴۹ ۹۴/۰۲/۱۶
نظرلطفتون ممنون گلم
۱۴:۱۴ ۹۴/۰۲/۲۰
ممنون
۲۰:۰۱ ۹۴/۰۲/۲۰
چشم
۲۰:۱۵ ۹۴/۰۲/۲۱
ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ خاكسپاری حافظ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از این دنیا رخت بربست: ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﺎﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ . ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺮﻣﯿﺨﯿﺰﻧﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮﯼ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤلﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ : ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎش ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ ........ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ ﻣﯽ ﺍﻓﮑﻨﻨﺪ . ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﺩ. ﺍﺯﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ " ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ " یعنی زبانی در غیب ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ . « ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ» ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺩﻭﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﻭﻥ - ﺟﻠﺪ ﺳﻮﻡ