در حال بارگذاری
بالا
۳۱۵ بازدید
برو به کلوبدانلود
۲۳:۱۳ ۹۴/۰۹/۱۶
جنگل سبز چشمانت
هیاهوی آهوی چموشی را به دستم داد،
تا ورق ورق از تو بنویسم...
و در بیشه زار آغوشت
سرمست از شهد لبانت،
بغل بغل واژه های معطر عشق را،
بچینم... به پایت ریزم
و تاجی از میخک های احساس،
بر پیچکِ زلف مُشکینت بگذارم
وه! که چه تربناک می شود،
نبض سرانگشتانم از واژه ی "تو"
   

جنگل سبز چشمانت هیاهوی آهوی چموشی را به دستم داد، تا ورق ورق از تو بنویسم... و در بیشه زار آغوشت سرمست از شهد لبانت، بغل بغل واژه های معطر عشق را، بچینم... به پایت ریزم و تاجی از میخک های احساس، بر پیچکِ زلف مُشکینت بگذارم وه! که چه تربناک می شود، نبض سرانگشتانم از واژه ی "تو" 

۱۰:۰۴ ۹۴/۰۹/۱۹
من به دو چیز عشق می ورزم یكی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یكی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یكی تو ودیگری خوشبختی تو.
۱۰:۵۷ ۹۴/۰۹/۱۹
لاااااااایک
۱۳:۳۵ ۹۴/۰۹/۱۹
لایک