در حال بارگذاری
بالا
۱۶۶ بازدید
برو به کلوبدانلود
۱۶:۵۶ ۹۴/۰۶/۱۹
این رابطه به تعادل نخواهد رسید
چون
تو را
کم دارد
من را
زیاد...

این رابطه به تعادل نخواهد رسید چون تو را کم دارد من را زیاد...

۱۰:۳۲ ۹۴/۰۶/۲۰
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.
۱۷:۱۳ ۹۴/۰۶/۲۰
ﯾﻪ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫَﺲ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﻢ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺨﻮﻧﺪﻩ ... ﻣﻮﻧﺪﻩ ﻓﮑﺮِ ﺧﻮﻧﺪﻥِ ﯾﻪ ﺣﺮﻓﺶ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﻡُ ﺳﻮﺯﻭﻧﺪﻩ .... ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻫﺮ ﭼﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ، ﺳﺮِ ﺧﻮﻧﺪﻧﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ... ﺻﺪ ﺩﻓﻪ ﺷﮑﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺭﻭ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﭘﺎ ﻧﺬﺍﺷﺘﻢ ... ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺑﺎﺷﻪ ، ﻫﯿﭻ ﺩﻟﯽ ﺗﯿﺮﻩ ﻧﻤﯽﺷﻪ ... ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﺎﻩِ ﺧﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﺧﯿﺮﻩ ﻧﻤﯽﺷﻪ ... ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﺷﻌﺮُ ﺑﺨﻮﻧﻢ ﭘﺮﺩﻩﻫﺎ ﺭُ ﻣﯽﺳﻮﺯﻭﻧﻢ ... ﺩﺳﺘﺎ ﺭُ ﺑﻪ ﺳﯿﺐِ ﺳﺮﺥِ ﺑﺎﻍِ ﻗﺼﻪ ﻣﯽﺭﺳﻮﻧﻢ ... ﺍﯼ ﻧﻔﺲ ! ﺗﺎ ﺗﻪِ ﺟﺎﺩﻩﯼ ﺻﺪﺍ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﻦ ! ... ﺍﻭﻥ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺭُ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﻦ ! ... ﺍﯼ ﺗﺮﺍﻧﻪﯼ ﻣﻘﺪﺱ ! ﻣﻘﺼﺪِ ﭘﺎﮎِ ﺳﻔﺮ ﺑﺎﺵ ! ... ﺍﺯ ﺗﻮ ﻗﻠﺐِ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﻡ ﭘَﺮ ﺑﮕﯿﺮ ! ﻣﻌﺠﺰﻩﮔﺮ ﺑﺎﺵ ! ... ﺑﺒﯿﻦ ﺁﻏﻮﺵِ ﺍﻣﯿﺪﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮِ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﻩ ... ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ ! ﺣﺘﺎ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺗﺮﺍﻧﻪﺳﺎﺯﻩ ... ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﻗﺎﻟﯽِ ﮐﻬﻨﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﮔُﻞ ﺑﺸﯿﻨﻪ ... ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﺧﯿﺴﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻔﺘﻦُ ﺑﺒﯿﻨﻪ ... ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﺻﺪﺍ ﺳﮑﻮﺕِ ﮐﻬﻨﻪ ﺭُ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﻭﺭ ... ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻝِ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺰﺩﻩ ﺑﻪ ﺳﯿﻢِ ﺁﺧﺮ ... ﺍﯼ ﻧﻔﺲ ! ﺗﺎ ﺗﻪِ ﺟﺎﺩﻩﯼ ﺻﺪﺍ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﻦ ! ... ﺍﻭﻥ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺭُ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﻦ ...