در حال بارگذاری
بالا
  • ۷۵ بازدید
    ادامه داستان
    ۱۸:۵۵ ۹۵/۰۶/۷
    @elizabeth.h @arad.cr7 @ainazsafaei1234 @overdose @yasi1381. @barbie81 @banno @barbie____ @tttlove @jelsa165 @jemmzfrost
    ۱۸:۵۰ ۹۵/۰۶/۷
    ادوارد: اه فکر کردن به این چیزها عصبانیم می کنه نمی دونم چرا بازم بعد این همه سال باید این خواب ببینم. راوی اداورد از اتاق بیرون امد و به سمت اشپزخونه رفت و یک بطری مشروب از یخچال برداشت تا و داخل لیوان خیلی کم مشروب ریخت هنوزم فکرش درگیر بود چند بار مشروب خورد می خواست فراموش کنه اما انگارهر چی بیشتر می خورد بیشتر مغزش به اون خواب فکر میکرد عصبانی شد لیوان به اون طرف پرتاپ کرد دست راستش رو به پیشونیش کشید درهمون موقع صدایی از بالا شنید حالت حمله به خودش گرفت تا هر کسی هست بهش حمله کنه منتظرشد تا ببینه کیه و بعد دید همسرش با لباس خواب اومد پایین موهاش کمی پریشون شده بود که اونم به خاطر تازه از خواب بیدارشدنش بود ادوارد سریع به حالت اولش برگشت و از همسرش پرسید:الکسا برای چی بیدار شدی؟ الکسا خندید و گفت یک صدایی شنیدم وقتی وقتی دیدم تو نیستی اومدم پایین که ببینم کجا رفتی ادوارد متوجه شد بخاطر پرت کردن لیوان اون از خواب بیدار کرده
  • ۱۵۲ بازدید
    پارت۳ اخر
    ۱۸:۱۵ ۹۵/۰۶/۷
    از اینکه من دختر هستم
    ۱۸:۱۴ ۹۵/۰۶/۷
    سلام خوبی منظورت چیه
  • ۱۳۵ بازدید
    پارت ۲
  • ۱۳۷ بازدید
    وقتی که السا خوابش نمی بره پارت۱
  • ۱۵۳ بازدید
    اخه نازی دختر السا و هیکاپ
  • ۸۲۹ بازدید
    یک عکس باحال از دختر مریدا و جک و پسر هیکاپ و السا)مثل این که عاشق هم شدن (
    ۲۲:۵۹ ۹۵/۰۴/۲۰
    @bita.mirzazad
  • ۱۳۲ بازدید
  • ۱۴۷ بازدید
  • ۱۸۲ بازدید
  • ۶۰۲ بازدید
    نقاشی هیکاپ از السا
    ۱۸:۲۷ ۹۵/۰۶/۷
    @elsa13 اره نقاشی هیکاپ عالی هستش
    ۱۸:۱۸ ۹۵/۰۶/۷
    هیکاپ نقاشیش عالیه
  • ۱۳۷ بازدید
  • ۲۷۸ بازدید
    پسر هیکاپ و السا)موهاش به السا رفته(
  • ۱۳۲ بازدید
    بدجور به هم نگاه می کنند
  • ۱۴۷ بازدید
    رقص هیکاپ و السا
  • ۱۸۵ بازدید
    قسمت دوم داستا من
    ۲۳:۵۰ ۹۵/۰۵/۲۸
    شخصیتهای داستانت کین؟
    ۱۶:۰۶ ۹۵/۰۴/۲۰
    مرسی
    ۱۶:۰۳ ۹۵/۰۴/۲۰
    عااالی
  • ۱۵۶ بازدید
    قسمت اول داستان من
    ۰۱:۱۰ ۹۵/۰۴/۲۰
    ببخشید من انتى جلسا ام :D
    ۱۲:۱۱ ۹۵/۰۴/۱۸
    Cool
    ۰۹:۴۷ ۹۵/۰۴/۱۸
    واااااااااای همون داستانی که تو مدرسه گفته بودی وااای ادامه ادامه ♥ــــــــــــــــ♥
  • ۱۱۶ بازدید
    بچه ها چند روز اینده داستانم میزارم الان باید کلی روی عکسش حتی اسم داستانم فکر کنم من به چند نفر خون اشام که نقش منفی رو بازی کنند نیاز دارم و هرکس می خواد توی داستان باشه بهم بگه که من سعی می کنم داخل داستان میزارم
    ۲۱:۵۵ ۹۵/۰۴/۱۶
    اممم شاید @shillah
    ۲۱:۵۵ ۹۵/۰۴/۱۶
    مرسی:)
    ۲۱:۵۵ ۹۵/۰۴/۱۶
    کسی دیگه رو نمی شناسی که بتونم از اون به عنوان شخص منفی استفاده کنم
  • ۱۰۸ بازدید
    بچه ها داشتم به این فکر می کردم که داستانی که تا نصفه نوشتم بذارم اگه موافق هستید بزارم.
    ۲۰:۳۰ ۹۵/۰۴/۱۶
    اره بزار
  • ۱۲۵ بازدید
    ۲۳:۴۵ ۹۵/۰۵/۲۸
    مریکاپی هستی؟
  • ۱۶۸ بازدید
    این عکس من از اینستاگرام دوست خول و عزیز م مریدا برداشتم البته چند تا عکس دیگه از  اینستا گرامش بدون اجازه برداشتم برام دعا کنید که من نکشه
  • ۱۴۱ بازدید
  • ۱۱۴ بازدید
  • ۱۲۶ بازدید
    این بلایی که من و مریدا سر هیکاپ اوردیم هههه
    ۱۱:۴۸ ۹۸/۰۴/۱۶
    خخخخ لایک
    ۱۴:۱۱ ۹۵/۰۴/۲۰
    خخخخخ دستمون خوش =))
  • ۳۲۰ بازدید
    سلام به همه عشق های خودم  من اومدم این یک نظر سنجی و ازتون می خوام عکس های مورد علاقه تون از یک شخصیت که خیلی دوسش دارید بهم بگین که براتون بذارم ؟
    ۱۵:۵۵ ۹۵/۰۶/۹
    سلام عزیزم خوبی
  • ۱۱۰ بازدید
    دقیقا♡♥♡♥♡♥
  • ۱۳۵ بازدید
  • ۱۰۲ بازدید
  • ۱۵۸ بازدید
  • ۱۱۲ بازدید
  • ۲۲۵ بازدید
  • ۱۵۵ بازدید
  • ۱۲۳ بازدید
    ارزس لایک کردن داره
    ۰۰:۰۷ ۹۵/۰۲/۳۰
    شرمنده ارزش درست ننوشتم
  • ۱۲۷ بازدید
    پارت ۵
  • ۱۵۲ بازدید
    پارت ۴
  • ۱۶۷ بازدید
    پارت۳
  • ۱۲۹ بازدید
    پارت ۲
  • ۱۶۳ بازدید
    پارت ۱
  • ۱۵۲ بازدید
    پارت۴
  • ۱۴۷ بازدید
    پارت۳
  • ۱۵۸ بازدید
    پارت۲
  • ۱۷۷ بازدید
    پارت ۱
  • ۱۴۵ بازدید
  • ۲۱۹ بازدید
  • ۱۴۳ بازدید
  • ۱۷۸ بازدید
    نگاه کن چه قرمز هم شدن