در حال بارگذاری
بالا
  • ۴۸۷ بازدید
    3)دلنوشته خودم:
کلمه پدر سالها بود که برایم مبهم بود...من دختره 9ساله اش هستم فرشته اسمانی که امده دختر ندارد ان قدر محبت می کند به من که به این باور رسیده ام که تو گمشده بودی و حالا پیدا شدی اخ نمیدانی چقدر دوسش دارم بابا واسش دعا کن همیشه سلامت باشه اگه نباشه من دق می کنم داغون می شم....بابا همش می ترسم...خدای مهربون هنوزم مث بچه ها حرف می زنم میخوام همیشه سلامت باشه میخوام من نباشم اما بابای اسمونی همیشه باشه...
    ۰۱:۱۶ ۹۴/۱۱/۲۸
    سلام چرا کم پیدا
    ۱۹:۵۵ ۹۴/۰۹/۶
    لایک
    ۲۱:۲۷ ۹۴/۰۸/۳۰
    ممنونم از متن ریباتون نگین بانو
  • ۲۶۸ بازدید
    2)دلنوشته خودم:
پدر جان در نبودنت اندوهی مرا فراگرفت که کودکی ام به باد رفت هرچند از تو تنها فریاد برسر مادر در خاطرم هس...نمیدانسم خدا صدای دلهای کوچک را زودتر می شنود در ماه رمضان پدر مردی از جنس پدرانه ها آمد فرشته اسمانی من است...
    ۰۱:۲۲ ۹۴/۱۱/۳۰
    لایـــــــــــک رفیق
    ۲۰:۳۹ ۹۴/۰۹/۶
    مرسی از حضور خ
    ۲۱:۲۶ ۹۴/۰۸/۱۹
    مرسی از لایکات :)
  • ۲۰۰ بازدید
    1)دلنوشته خودم:
پدر از تو می نویسم بر روی این صفحه مجازی ،پدر روز اول مدرسه ها من بودم و مادر و جای خالیه تو...معلم از شغل پدرها می پرسید و من اما بغض امانم را بریده بود..و دخترت از ترحم بیزار بود....
    ۱۳:۴۵ ۹۴/۱۱/۲۸
    ملسی عزیز
    ۱۳:۳۲ ۹۴/۱۱/۲۸
    @ آهیل سلام خیلی ممنون روز شمام خوش
    ۱۳:۰۶ ۹۴/۱۱/۲۸
    سلام گلی جان خوبی خوشی روزخوش
  • ۱۰۱ بازدید
    ۱۸:۰۸ ۹۴/۰۸/۲۹
    ناراحت نباش دیگه زندگی همینه سخت و بر خلاف میل ادم ها
    ۰۲:۱۳ ۹۴/۰۸/۲۹
    مر۳۰ازشما
    ۱۵:۴۹ ۹۴/۰۸/۲۷
    فوق‌العاده بود متنش