در حال بارگذاری
بالا
  • ۳۶ بازدید
    ۱۶:۲۶ ۹۷/۰۱/۱۲
    سلام لطفا یه سر به پیج فروشگاه ما بزنید
    ۱۳:۲۹ ۹۶/۱۲/۲
    کجایی عشقم؟
    ۱۳:۲۹ ۹۶/۱۲/۲
    سلامممم الی جووونم خوبی
  • ۳۰ بازدید
    ۱۲:۲۷ ۹۷/۰۳/۳۱
    ای خداااااا
    ۱۲:۰۶ ۹۶/۱۰/۱۷
    خخخخخخخخخخخخخخخخخ
    ۱۹:۳۱ ۹۶/۱۰/۱۴
    ferendestan@
  • ۷۸ بازدید
    ۱۲:۰۶ ۹۶/۱۰/۱۷
    اوخی :(
  • ۶۷ بازدید
    دوستاتونو تگ کنید
    ۰۸:۳۱ ۹۶/۱۲/۴
    سلام آوا خانوم...مرسی از تگت:)
    ۲۲:۵۷ ۹۶/۱۰/۱۴
    @SBH16 فداتم رفیق
    ۱۹:۲۶ ۹۶/۱۰/۱۴
  • ۳۹۹ بازدید
     مونگل/:
    ۱۲:۵۹ ۹۶/۱۰/۱۷
    خربکار•__•
    ۱۲:۰۷ ۹۶/۱۰/۱۷
    خوشگل ^__^
    ۲۱:۳۵ ۹۶/۱۰/۱۴
    روانیم
  • ۱۲۸ بازدید
  • ۱۰۷۰ بازدید
    من اگه مخاطب هم نباشم خاصم چون دخترم
  • ۱۲۰ بازدید
    خخخ
    ۱۴:۵۲ ۹۵/۰۶/۳۰
    خخخخخ
  • ۴۳۷ بازدید
    
پسردارکه شدم ...پسرمو میبرم عروسک فروشی میگم هر کدومو
دوست داره انتخاب کنه...
بهش یاد میدم این عروسک انتخاب خودشه پس
باید دوسِش داشته باشه...
بهش یاد میدم دنیای پسرونش فقط ماشین بازی
نیست...
بهش قول میدم جایزه ی خوب نگهداری کردن از عروسکش
یه ماشینه...
نمیخوام وقتی بزرگ شد
با ماشین دنبال عروسک بگرده
بهش یاد میدم اگه بهترین انتخاب رو کرد و
مراقب انتخابش بود به بهترین ها میرسه ...
اینا رو بهش میگم تا پسرم یه مردبشه نه یه نامرد:)
    ۱۵:۱۷ ۹۶/۱۰/۱۵
    لایک
    ۱۰:۳۸ ۹۵/۱۰/۷
    چیکار؟
    ۱۶:۵۱ ۹۵/۰۷/۲۶
    تو دختر دارم شی یه کار دیگم میکنی اونم بذار
  • ۳۸۱ بازدید
    رفیق وقتایی ک خوشحالیو کار ندارم ولی ناراحتیات نصف نصف
    ۱۶:۵۳ ۹۵/۰۷/۲۶
    بااینکه میدونستی اینجا نمیام ولی تگ کردی...کشته مرااامتممم رفـیـــــــــــق
    ۱۹:۳۳ ۹۵/۰۵/۲۰
    فدوووووووووت عجقم
    ۰۰:۳۳ ۹۵/۰۵/۱۹
    @bitanaz آی جوووووون ... فدامدا
  • ۴۱۶ بازدید
    خداوند لبخند زد
دختر آفریده شد
لبخند خدا روزت مبارک
روز دخترای گل مبارک
    ۱۹:۴۹ ۹۵/۰۵/۱۳
    هوراااااا دخیا روزمون مبارک (*-*)
    asa
    ۱۹:۰۴ ۹۵/۰۵/۱۳
    قربونت آبجی
    ۱۹:۰۳ ۹۵/۰۵/۱۳
    خواهش عزیزم :-* @ASATEHRANI
  • ۱۵۱ بازدید
    دخملا روزتون مباررررررررک:-*
    ۱۹:۲۸ ۹۵/۰۹/۵
    من صورتی دوست ندارم بعدشم معتاد رژلب نیستم گفتم که قاطی دخترا نشم
    ۲۱:۵۷ ۹۵/۰۵/۱۳
    ^-^
    ۲۱:۰۴ ۹۵/۰۵/۱۳
    ممنون شینا جون
  • ۱۶۵ بازدید
    خخخ بی احساس
    ۱۷:۳۵ ۹۵/۰۵/۱۶
    خخخخخخخ دیوونه
    ۱۴:۱۷ ۹۵/۰۵/۱۶
    باتو نبودم با این غضنفر خر بودم، ب خودت میگیری!!!!خخخخخخ
    ۱۶:۱۹ ۹۵/۰۵/۱۴
    بیماریا اخه چرا!:'(
  • ۱۷۱ بازدید
    از ایرانسل بعید نیس=-O
    ۱۴:۵۷ ۹۵/۰۹/۲۱
    واای ... عالی بود . کلی خندیدم.
    ۲۱:۳۹ ۹۵/۰۵/۱۲
    pooooooooooooofffffffff
  • ۳۰۳ بازدید
    سلامتی دختری که دورش پر پسر پولداره ولی دلش گیریه نفره.سلامتی دختری که خیلی کسا میخوان باهاش باشن اما اون یه نفر رومی خواد…سلامتی دختری که فقط واسه ۱ساعت دیدنت، ۵ساعت توی راهه ، ولی هیچ انتظاری ازت نداره سلامتی دختری که تمام زندگیشی
  • ۱۳۲ بازدید
    ۱۷:۰۹ ۹۵/۰۵/۸
    سلام عزیزم چطوری؟
    ۱۲:۳۶ ۹۵/۰۵/۸
    سلام عجقم
    ۱۲:۲۰ ۹۵/۰۵/۸
    مرسی نفس
  • ۲۲۳ بازدید
    من به هر تحقیری که شدم،

باصدای بلند خندیدم!نام مراگذاشتند"باجنبه"!

بی آنکه بدانند،

خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن 

قلبم رانشنود.......!!
    ۱۳:۳۱ ۹۵/۰۵/۹
    باشه
    ۱۲:۳۰ ۹۵/۰۵/۹
    یادت باشه ی چی ازت بپرسم
    ۱۲:۲۱ ۹۵/۰۵/۸
    بعله
  • ۴۲۱ بازدید
    تنهایی ینی دورت شلوغ باشه و پشتت خالی
    ۰۶:۳۸ ۹۵/۰۵/۱
    سلام عزیزم باشه حتما ممنون واسه لایکات
    ۱۳:۲۶ ۹۵/۰۴/۳۱
    سلام گلم لایک شدی به منم سر بزن
    ۰۰:۲۰ ۹۵/۰۴/۲۵
    اهمم
  • ۱۷۸ بازدید
    (((:
  • ۹۶ بازدید
    واقعا/:
    ۱۵:۲۲ ۹۵/۰۴/۲۵
    لایک
    ۱۰:۵۸ ۹۵/۰۴/۲۵
    اره واقعا منم همینطور خیلی ممنون عزیزم
    ۰۱:۵۰ ۹۵/۰۴/۲۵
    قبول دارم بیگ لایک
  • ۱۳۷ بازدید
    داستان و بخونید خیلی قشنگه
    ۱۵:۲۶ ۹۵/۰۴/۲۵
    گریم در اومد
    ۱۲:۵۸ ۹۵/۰۴/۲۲
    وااای عالی بود .. اشکم دراومد
    ۱۱:۵۷ ۹۵/۰۴/۲۲
    داستان عشق غمگین ولی واقعی مریم و علی شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :  سلام عزیزم دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات  تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام …. پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…
  • ۹۹ بازدید
    ۱۵:۲۴ ۹۵/۰۴/۲۸
    خخخخخخخخخخ
    ۲۲:۴۸ ۹۵/۰۴/۲۵
    من تا اطلاع ثانوی جلو تو افتابی نمیشم عشقم
    ۲۲:۳۳ ۹۵/۰۴/۲۵
    عزیزم اگ میدونستم انقد خوشحال میشی زودتر اینکارو میکردم .....حالا چک و لقد ک میاد سمتت منتظز باش بهتره تا پشتت حف بزنم نه؟؟؟
  • ۱۵۲ بازدید
  • ۹۴ بازدید
    ۱۱:۳۷ ۹۵/۰۴/۲۲
    هق هق خیلی قشنگ بود فوق العاده بود لایک طلایی دمش گرم
    ۱۵:۵۲ ۹۵/۰۴/۱۵
    هق هق هق هق بغض کردم...خیلی قشنگ بود دم شهاب گرم
    ۲۳:۳۷ ۹۵/۰۴/۱۴
    بخونید خواهشا قشنگه الو الو نازنین؟چرا جواب نمیدی؟قهری خانومی؟ -هان؟نه بگو بله -چی؟خانوم من هیج وقت نمیگه بله پس یچیزیت شده. -نه چیزی نیست بگو -نازنینم گل من تنها خانوم من عشق من چیشده جون شهاب بگو -شهاب هیچی نشده -خانوم من بهم دروغ نمیگه هیچ وقت -شهاب باید........ -چی قلب من؟ -باید جدا بشیم -چی؟چرا خانومم؟مگه چیکار کردمت؟ -هیچی تو تنها عشق منی ولی باید مجبوریم جدابشیم ببخشید خدافظ تا ابد عاشقتم -نازنینم تو غلط کردی جوابمو بده بینم چیشده؟ بووووووق بووووق(اشغال) شهاب دوباره زنگ زد: دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد لطفا بعدا تماس بگیرید. -یعنی چی نازنین چش شد یهو؟ نکنه اتفاق بدی افتاده؟؟؟ شهاب همش فکر نازنین رو میکرد و به گوشیش زنگ میزد ولی خاموش بود. تصمیم گرفت فردا بره دم در خونه نازنین... وقتی به دم در خونشون رسید به پنجره اتاقش یه سنگ انداخت و منتظر موند پنجره باز بشه ولی نشد... دوسه بار انداخت تا اینکه نازنین با چشمای پف کرده و لکه ی خون به شهاب نگاه انداخت بعد پنجررو بست... -نازنین ننااااززززنیییییننننن درو باز کن بازکن زود باش زوووود نازنین ناااززنییین در باز شد و نازنین با پالتوی قهوه ای اومد بیرون: -شهاب چیه؟ -چی چیه؟یعنی چی تو مگه عاشقم نیستی پس چرا میگی بای تا ابد؟ -چون میدونم تهش بهم نمیرسیم شهاب -الکی حرف نزن منو تو جنگیدیم و ادامه میدیم نازنین ناراحتم نکن -شهاب من........ -توچی گلم؟ -من عاشقتم عاشششقققق عاشقتم شهاب نازنین رو بغل کرد... -نازنین چت شده کی ناراحتت کرده بگو تیکه پارش کنم؟ -شهاب میدونی چیه من دیروز.... از بینی نازنین خون اومد و روی دست شهاب ریخت.... شهاب با چشمای درشت به خون دستش نگاه کرد. -ن....ن....ن....اااا...ااز...زززی.....ن این چیه؟ -نه نه من میرم خدافظ با شدت رفت بالا تو اتاقش.... شهاب همونطوری شکه مونده بود و با خودش فکر کرد....رفت خونه دید برای گوشیش اس ام اس اومده که روش نوشته از طرف نازنینم.... -شهابم زندگیم هستی من اقای من من سرطان گرفتم سرطان خون.خون رو دستت اثر سرطان منه پس بدون چرا گفتم خدافظ تا ابد...میتونی با یه دختره سالم ازدواج کنی. شهاب به نازنین زنگ زد: تو هرچیزیت باشه من پسر بابامم تا تهش باهاتم چون عاشقتم میخوام یباردیگه دستامو لای موهای خرماییت بکشم و بوی تنت رو استشمام کنم چون هنوزم خانوم منی نازنین من -شهاب من مردم مرده ی متحرک -زر الکی نزن زبونتو گاز بگیر فردا ساعت11صبح میام دنبالت ببرمت خوشگذرونی فرداشد.... -الو نازنین اماده شدی بیا پایین گل من -امادم نفس من اومدم.... تق تق تق تق نازنین از پله ها میومد پایین تا به شهاب رسید: -به به عجب گلی از در اومد بیرون زود بیا سوار شو الان پسرا ازم میگیرنت نازنین شکه شد که شهاب که پولداره پس چرا با موتور اومده دنبالش ولی چیزی نگفت چون بودن شهاب براش مهم بود.شهاب و نازنین به یه جاده ی خلوت رسیدن: -خب نازنینم بگو بینم چطوره حالت؟ -شهابم خوبم ولی میتونی یکم اروم بری؟ -نه گل من همینجوریش میچسبه راستی من عشق تورو باور ندارمااااا؟؟؟ -یعنی چی شهاب؟ -اگه میخای باور کنم این کلاهو سرت کن و بلند داد بزن شهاب عاشقتم -شهاب دیوونه شدی؟ -نامرد یعنی دوسم نداری؟ -نخیرم دارم باش حالا ببین الان میگم... کلاهو سرش کرد و بلند بلند داد زد: -شهاب عاشقتم -نه نازنین بلند تتتتتررررر -شهااااب عاشششقققتمممممم -اخ قلبم درد گرفت نازنین دوسم نداری که بلند نمیگی نامرد -شههااببم عاشقتممممم عاشقتمممم دیوونتمممم دیووونتم عاشقتمممم اما.... محکم اونا خوردن به ماشین دیگه و شهاب و نازنین به طرف سنگی پرتاب شدن شهاب نازنین رو بوس کرد و پرتش کرد طرف شن و خودش با تمام سرعت خورد به سنگای بزرگ و مرگ مغزی شد..... نازنین بیهوش نشد و رفت طرف شهاب: شهابم....ش...ش...هاااب....مممم بلند شو بلند شو تو نازنینتو تنها نمیذاری بلند شوووو... اما شهاب همون موقع مرده بود----- نازنین یه نامه ای توی جیب شهاب دید و اونو خوند: نازنین من سلام الان اگه این نامرو میخونی من مردم میدونی چرا این کارو کردم؟ نمیخاستم خانومم زودتر از من بره طاقت نداشتم ببینم موهات داره از سرت میریزه... خانوم من هستی من هیچ وقت دوست نداشتم ترکت کنم ولی طاقت نداشتم سرطانت رو ببینم سخت بود سخت.... نازنینم فراموشم نکن ایشالله سرطانت خوب میشه گل من
  • ۱۱۳ بازدید
    ﻣﻌﻠّﻢ ﮔﻔﺖ: "ﻓﻌﻞ ﺭﻓــــــــــــــــــــﺖ" ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ڪُﻦ...
ﮔﻔﺘﻢ: ﺭﻓﺖ کہ ﺭﻓﺖ!!!!
سڪوتـے ڪلاﺱ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ....
ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﯾﻢ ﺭﺍ ﻓﺸﺮﺩ...
سڪوﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
ﺩلـے ﺭﺍ شڪست ﻭ ﺭﻓﺖ...
ﻏﺮﻭﺭے ﺭﺍ لہ ڪرﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ...
عشقـے ﺭﺍ بــےﺭﺣﻤﺎنہ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ...
احساسات را گرفت و رفت...
لبخندامو گرفت و رفت...
زندگیمو گرفت و رفت...
دنیامو گرفت و رفت...
شادےهامو گرفت و رفت....

"رفـــــــــــــتــــــــــــــــ ..
    ۰۱:۰۷ ۹۵/۰۴/۱۵
    -________-
  • ۱۰۱ بازدید
    خخ کاش میشد(-؛
ا
    ۲۰:۳۸ ۹۵/۰۴/۱۵
    واللللا
  • ۱۷۹ بازدید
    خخخ(؛
    ۱۸:۴۷ ۹۶/۱۰/۱۴
    یادمه زیاد میگفتیم
    ۱۸:۴۷ ۹۶/۱۰/۱۴
    هوای تهران ماجراش چی بود
    ۲۰:۵۳ ۹۵/۰۴/۱۵
    خخخخ
  • ۲۶۹ بازدید
    
میگن تو شبای قدر اگه حق الناسی برگردنت باشه،صدات به عرش نمیرسه
توروخدا اگه حقی ازتون ضایع کردم حتی به اندازه یک حرف حلالم کنید
حق الناس 
تنها☝موضوعیست که در قیامت با شفاعت هم حل نمیشود.
    ۱۸:۳۹ ۹۵/۰۴/۲۴
    اولش مشخصه نوشته ...چرا داره ناراحت شدی؟توروخدا عذا.... همین
    ۱۸:۳۷ ۹۵/۰۴/۲۴
    نمیگم عمرا تا نفهمم چیه
    ۱۸:۳۷ ۹۵/۰۴/۲۴
    نه چطور
  • ۲۵۷ بازدید
    منم یه دختر بددددد
با یه مخ ردددددددد
با یه عالمه دررررررررد
تو یه زندونه سررررررد
خستم از ادمای بدددددد
نمونده برام چیزی جز درررد
مغزم دیگه داده ردددد
حالاام برو ب درک که نمیخوری ب درد✋
    ۲۱:۳۴ ۹۵/۰۴/۶
    خخخخخخخ حالا ببینم چی میشه
    ۲۰:۳۲ ۹۵/۰۴/۶
    حذف کنی حذف میکنم ^_^
    ۰۴:۳۴ ۹۵/۰۴/۴
    ممنون عزیزم
  • ۳۰۲ بازدید
    شما کدومید ؟من خودم زحمت کش اوهوع چ زحمتیم میکشم
    ۱۸:۱۸ ۹۵/۰۴/۵
    بنده حکم فرما هستم!
    ۲۰:۳۳ ۹۵/۰۴/۳
    خخخخخخ
    ۰۰:۰۲ ۹۵/۰۴/۳
    3....... چه جلب... نابغه
  • ۲۷۵ بازدید
    
دختر
عادت ندارد
درد دلش را، به همه بگوید!
پس خاکش میکند زیر چهره ی خندانش..
تا همه فکر کنند
نه دردی دارد
و نه قلبی
    ۲۰:۳۳ ۹۵/۰۴/۳
    خخخخ
    ۱۳:۲۸ ۹۵/۰۴/۳
    خوب ازغصه ست ک میره سراغ سیگارو اینجور چیزا ولی با این حرفت موافقم باید صمیمی بود ک همه چیزو ب خودت بگه ک دیگه نیازی ب گشتن وسایلاش نباشه
    ۲۳:۳۵ ۹۵/۰۴/۲
    وقتی بالشش خیس شد و شما دیدی که خیلی دیره خانومی!!! چون اونموقع هرچی بوده از توی گوشی و کمد زده بیرون، باید خیلی صمیمی تر باشید.
  • ۱۷۷ بازدید
    عید فطر کجایی؟دقیقاکجایی؟
    ۰۷:۵۸ ۹۵/۰۳/۲۶
    :(
    ۰۱:۰۵ ۹۵/۰۳/۲۵
    خخخخخ
    ۱۸:۰۳ ۹۵/۰۳/۲۴
    تو افق
  • ۱۷۷ بازدید
    لنزوری های عزیز:

 به مناسبت ماه مبارک رمضان،  سحری و افطاری به مدت 30 روز خونه‌ی ما دعوت هستین حتما تشریف بیارین وگرنه دلخور میشم. آدرس : 你好我是李的妈妈谢谢你给我们的惊喜是美丽的花是你会用中文写信





شماره جهت هماهنگی : 你好我是李的妈
منتظریم خخ
    ۲۰:۳۰ ۹۵/۰۴/۲
    خخخخ
    ۱۸:۰۵ ۹۵/۰۳/۲۴
    خب بابام می کشه از دست مردم ازارایی مث توووووو
    ۱۷:۲۲ ۹۵/۰۳/۲۴
    اره خوب خواب امونت نمیده ک تلفن و برداری
  • ۱۷۶ بازدید
    ILOVE SS501 FOREVER
    ۲۲:۳۴ ۹۵/۰۳/۱۸
    خخخخ بیجول
    ۱۶:۴۹ ۹۵/۰۳/۱۸
    نفففففففففففففس بگییییییییر
    ۱۲:۴۶ ۹۵/۰۳/۵
    @satareh.d
  • ۲۸۷ بازدید
    خخخخخخخخخخخ
    ۲۱:۴۰ ۹۶/۰۲/۲۳
    خخخخخخ
    ۱۶:۳۰ ۹۵/۰۳/۵
    ferendestan@
    ۱۲:۲۳ ۹۵/۰۳/۵
    خخخخخخخخ
  • ۲۰۰ بازدید
    خودم حسوووود
    ۱۵:۴۲ ۹۶/۰۱/۲۴
    دی
    ۱۲:۳۴ ۹۵/۱۱/۵
    خرداد
    ۰۴:۱۷ ۹۵/۰۶/۳۱
    مهر..
  • ۱۷۰ بازدید
    میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی ولی هیچوقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با خداحافظی بعضی ها از چشمت جاری میشه
    ۱۱:۳۵ ۹۵/۰۳/۳
    سلوووووم هستم
    ۱۱:۱۸ ۹۵/۰۳/۳
    سلام الی جونم ؟هستی؟
    ۲۱:۵۸ ۹۵/۰۳/۱
    اره خاک برسر
  • ۶۱۱ بازدید
    من دخترم
چک نویس هیچ احساسی نمیشوم…!
من دخترم دخترانه میخندم…
دخترم دخترانه ناز میکنم…
دخترم دخترانه حسادت میکنم…
    ۱۷:۲۰ ۹۵/۰۲/۲۷
    مرسی
    ۱۵:۴۱ ۹۵/۰۲/۲۷
    احسنت...
    ۱۴:۱۹ ۹۵/۰۲/۲۶
    بزارم مگه لایک میکنی؟
  • ۳۸۶ بازدید
    تا می توانم….
به لبخند ها وشیطنت های دخترانه ام…..
ادامه میدم . . .!
هنوز…
هیچکس لیاقت خانوم شدنم را ندارد!
    ۱۴:۲۰ ۹۵/۰۲/۲۶
    ممنون از لایکات
    ۱۴:۰۶ ۹۵/۰۲/۲۶
    فوق العاده
    ۱۶:۱۹ ۹۵/۰۲/۲۲
    قشنگه
  • ۱۷۵ بازدید
    میخوامـــــ بِدونَم‌ ⇦
مَگہ مُعامِلَس ...¿؟
⇦لایڪ کُن = لایک میڪُنَم‌ ⇨
هـِـــHehــــه
آخہ بامــــــَــــرام
مُهِم نی چِقَد لایڪ میخوری کِہ
مُهِم اینکه چَن نفــــــَــــر با اِشتیاق پُستاتــــــــــو میخونَن
نَظَر میدَن
مُنتَظرَن تا تو دوبارِه پُست جَدید بِزارے
آرِه داداشِه مَن
آره آبجے گُلم
آدم ڪِ با لایکاش پیش بَقیه بُزرگ نِمیشِہ
دُرُستہ ما تو فــــــــــاز پُستیم
⇦✉ ولے هیچوَقت نَخواستیمـــــــــ
اَلَڪے و زورڪے لایکِمون کُنَن
اینــــــــــو بِدون ⇦ کَمیّت مُهِم نی کِیفیت مُهِمِه ⇨
    ۱۲:۵۷ ۹۵/۰۲/۲۳
    ممنون
    ۱۲:۵۳ ۹۵/۰۲/۲۳
    خیلی قشنگه پستت
    ۱۵:۵۷ ۹۵/۰۲/۱۸
    مرسی عزیزم
  • ۸۶۹ بازدید
    معنی دوست :
د = دور از هم

و = واسه هم

س = سایه هم

ت = تا عمر داریم کنار هم
    ۱۴:۱۵ ۹۵/۰۲/۲۶
    وای مرسی
    ۱۴:۰۶ ۹۵/۰۲/۲۶
    محشره عکساتون موفق باشی
    ۱۶:۵۵ ۹۵/۰۲/۲۰
    @JACOBFRYE
  • ۱۷۱ بازدید
    اون پیـــن کُـــدته کـه ســـه بـــار بـــهـــت . . . فُــرصـــت مـــیــــده ، نه من 
.
    ۱۶:۵۴ ۹۵/۰۲/۱۱
    من خیلی امریکایی هارونمیشناسم
    ۱۶:۵۳ ۹۵/۰۲/۱۱
    دوستای منم یه مدت رفته بودنتو فاز امریکایی
    ۱۶:۵۳ ۹۵/۰۲/۱۱
    اره عزیزم حتما
  • ۱۶۶ بازدید
    دوستاتونو تگ کنید
    ۲۲:۴۵ ۹۵/۰۴/۲۱
    helena2@
    َ
    ۰۱:۵۹ ۹۵/۰۲/۲۴
    ❤❤❤❤عاشقتم رفیق❤❤❤
    ۲۰:۲۵ ۹۵/۰۲/۲۲
    @BFF_GIRLY
  • ۱۷۰ بازدید
    ۱۶:۲۲ ۹۵/۰۲/۱۸
    مرسی عزیزم لایک به وجودت
    ۱۶:۰۰ ۹۵/۰۲/۱۵
    لایک
    ۱۶:۴۳ ۹۵/۰۲/۱۱
    واقعا به سلامتیشون
  • ۱۹۷ بازدید
    خخخخخ
    ۱۴:۲۰ ۹۵/۰۲/۲۶
    ferendestan@
    ۱۲:۰۱ ۹۵/۰۲/۲۶
    یکی سقف رو بگیره /هههه
    ۱۵:۲۷ ۹۵/۰۲/۲۳
    اینو خوب اومدی