در حال بارگذاری
بالا
  • ۱۹۴ بازدید
  • ۲۵۵ بازدید
  • ۲۴۱ بازدید
    مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه...
مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه
مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه
مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه
مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ...
زمــآنـے ڪه دلت گرفت 
چگونه و با چه رویـےسر به آسمان بلند میڪنـے و میگویـے
خدآیا مـن ڪه گنآهـے نڪردم
  • ۲۱۷ بازدید
    به سراغ تو شبی می ایم...
  • ۳۳۲ بازدید
    بعضی عشقها مثل قصه نوحه از ترس طوفان میان سراغت""بعضی عشقها مثل قصه ابراهیمه باید همه چیزتو قربانیش کنی ""' بعضی عشقها مثل قصه عیسی هست اخر به صلیبت میکشن '''''
  • ۲۶۷۶ بازدید
    خاطرمان باشد شاید سالها بعد ... در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار یکدیگر بگذریم 
و بگوییم : این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود !!!
  • ۷۶۹ بازدید
    روزی که ردپای به جا مانده، شبیه چکمه های کدخدا بود یکی میگفت: دزد، چکمه های کدخدا را دزدیده
دیگری گفت: چکمه هاش شبیه چکمه کدخدا بوده.
هر کسی به طریقی واقعیت را توجیه میکرد، دیوانه ای فریاد برآورد: که مردم؛ دزد، خود کدخداست.
مردم پوزخندی زدن و گفتند: کدخدا به دل نگیر، مجنون است دیوانه است.
ولی فقط کدخدا فهمید که تنها عاقل آبادی اوست.
  • ۶۳۸ بازدید
    فانوسهای ده میدانند بیهوده تا صبح روشنند!
و سگان ده نیز میدانند بیهوده بیدارند!!!
وقتی در روشنی روز دزدها به مهمانی کدخدا میروند!!
  • ۷۳۵ بازدید
    انجا را نمیدانم اما اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمیکنند که چیزی از دست داده باشی