در حال بارگذاری
بالا
  • ۱۷۳ بازدید
    قرارمان فصل انگور / شراب که شدم / تو جام بیاور / من جان !
    ۲۲:۳۱ ۹۷/۰۵/۲۲
    سلام دوستان این سه تا جنده رو بلاک کنین که لنزور رو به گند کشیدن @farmersgol @dokhee14 @kimyamraei
    ۱۶:۳۲ ۹۷/۰۱/۱۶
    عالی بود...شما هانیه خودمونی یا نه؟
    ۱۶:۵۲ ۹۷/۰۱/۱۲
    ما همه جا هستیم غیر لنزور ، تاب و تحملش رو نداریم بیایم سوت و کوریش رو ببینیم -_- رو روال باشی همیشه مهدی مان :) خودت یدانه تر :)) @hyhy
  • ۴۹۵ بازدید
    آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود ، ما را زمانه گر شکند "ساز" می شویم
    ۱۵:۲۵ ۹۷/۰۱/۱۲
    @navidbnv احسنت به خودت
    ۱۵:۲۳ ۹۷/۰۱/۱۲
    @13705825 زیبا حضورته
    ۱۱:۰۷ ۹۷/۰۱/۱۲
    احسنت احسنت
  • ۶۳ بازدید
    کامنت ۱
    ۱۳:۳۴ ۹۷/۰۱/۱۱
    D:)))
    ۱۳:۳۲ ۹۷/۰۱/۱۱
    خـُبه خـُبه :| مگه قحطی کیک اومده شکم پرست :o دیگه پیش بنده رو که گرفتی خودت دست به کار شو ، من راهنماییت می کنم D:
    ۱۳:۲۵ ۹۷/۰۱/۱۱
    به همه رسید به جز من :|| همینجور دهنم باز بود..چشاش درشت شده بود..فقط آب دهن قورت میدادم -_-
  • ۱۸۱ بازدید
    یک سرى آدم ها هستند كه فقط باید باشند ... هیچ كارى هم نكردند مهم نیست ... "فقط باشند" 
پ.ن:گمونم یکی از قشنگ ترین حسای دنیا بالن هوا کردنه ... اونجا که برای آرزوهات دست تکون می دی و بهشون لبخند می زنی هرچند می دونی که ممکنه هرگز بهشون نرسی:)
    ۰۰:۲۸ ۹۷/۰۱/۱۲
    خدا نکنه عزیز جون
    ۲۳:۵۶ ۹۷/۰۱/۱۱
    بغضم گرفت چه خوبه اومدی آخیش خدایا شکرت واسه این بهار
    ۲۳:۵۶ ۹۷/۰۱/۱۱
    من بمیرم برات
  • ۱۹۰ بازدید
    خیلی خوبه...خیلی خوبه که عقربه های ساعت اینوَری می چرخن...! یه لحظه فکر کن عقربه ها بر عکس می چرخیدن،اون وقت ما با یک جر و بحث الکی با هم آشنا می شدیم و بعدش کلی خاطره دو نفره داشتیم،کلی جاها رو می گشتیم،کلی حرف می زدیم و ناگهان حس می کردیم به هم علاقه مندیم...آخر سر هم با یه لبخند زیبا از هم جدا می شدیم! با این که بعد از یه دعوا با هم آشنا بشیم می تونم کنار بیام،اما این که به هم لبخند بزنیم و جدا بشیم خیلی وحشتناکه...! الکی نیست که عقربه های ساعت اینوری می چرخن... #روزبه_معین
    ۲۲:۲۱ ۹۵/۰۴/۱۳
    عالی...
    ida
    ۱۸:۱۸ ۹۵/۰۳/۲۵
    عالی^^
    ۲۰:۱۵ ۹۵/۰۳/۲۳
    سپپپاس :)
  • ۱۹۴ بازدید
    برق رفته بود ... از تاریکی استفاده کردم تا جای خودم را با تو عوض کنم ... صبح ، نان تازه خواهی خرید و مرا دوست خواهی داشت ...!
  • ۳۸۳ بازدید
    من از شش جهت خودم هستم ...
اما از سمتی که صدایم می زنی ، 
پرنده ام ...!
    ۱۸:۰۹ ۹۵/۰۲/۲۸
    حضورتون عالیه ...
    ۲۱:۰۰ ۹۵/۰۲/۲۶
    عالی ..
    ۲۱:۲۷ ۹۵/۰۲/۲۴
    عاها..باشه :)
  • ۳۳۷ بازدید
    مراقب شمعدانی هایت باش ... اردی♥بهشت ، ماه عاشقی های بی ملاحظه است ...!
    ۲۰:۵۹ ۹۵/۰۲/۱۸
    :) یه تیکه از یه شعر بلنده.. مال جوونیاست
    ۱۷:۱۵ ۹۵/۰۲/۱۸
    بح بح چه زیبا :) شعر از کیست؟ از استاد حمید؟
    ۱۷:۱۱ ۹۵/۰۲/۱۸
    خیلی ممنون آزاده
  • ۴۱۴ بازدید
    من بی تو چیزی نیستم ... جز پردۀ بی آفتاب ... جز رختخواب کهنه و لیوان آب و قرص خواب ... من بی تو چیزی نیستم ... جز خونۀ بی پنجره ... جز آدمی که غربتش از مرگ طولانی تره ...!
پ.ن:آدم فکر می کنه بعد از رسیدن به یک سن مشخص،زندگی رو درک میکنه و بعد متوجه میشی که دقیقا مثل گذشته سردرگم هستی...گمونم لعنت شدن یعنی همین...اینکه قطعات زندگیت هیچوقت کنار هم قرار نگیرن...همینطوری پخش شده باشن...
    ۲۳:۵۳ ۹۵/۰۳/۱۱
    هووم عآلی :)
    ۲۰:۰۱ ۹۵/۰۲/۱۴
    :)))
    ۲۳:۴۲ ۹۵/۰۲/۱۳
    :)(:
  • ۱۷۸ بازدید
    گاهى وقتا زندگى خیلى سخت مى شه ... اونقدر سخت كه نمى تونى دستت رو دراز كنى و چاییت رو از پیشخونِ پنجره بردارى ... 
زندگى از دهن افتاده ...! پ.ن:تو فکر اینم که دیگه فکر نکنم...
    ۱۷:۰۷ ۹۵/۰۲/۱۸
    خیلی مچکر نوید ... همینطوره
    ۱۹:۵۳ ۹۵/۰۲/۱۴
    این پست عااالیه..عکس ک ی چیز دیگس...
    ۲۳:۰۱ ۹۵/۰۲/۱۳
    ممنونم صبا جان
  • ۲۴۱ بازدید
    اِوا تولــده ^___^ اِهِم اِهِم :)))) «من هــووول شدم» سمیۀ قشنگم :) امیدوارم همیشه لبخند روی لبات باشه و هر روزت پر از لحظه های قشنگ و رنگی رنگی باشه و همیشه دلت پر از حسآی خوب خوب باشه♥♥♥ و اینکه تولــدت مبارک عزیزخوبم :* @sOmy.nZ
    ۱۲:۴۱ ۹۵/۰۱/۱۱
    ❦❀❦ عشق یعـنی مادر ❦❀❦ صبر یعنـی یکـ زن ❦❀❦ مهر یـعنی دختر ❦❀❦ نور یعـنی خواهر ❦❀❦ هر چهـ هستیـ ❧❥ عـشق یا صـبر ❣ مـهر یا نـور ❣ روزتـ خجستهـ ❣ عیدتـ مبارکـ ❣ لبانتـ پُر زِ خندهـ ❣ دلتـ شادابـ ☺✌
    ۰۱:۳۱ ۹۵/۰۱/۹
    خیلی هم مچکر از حضورتون:)@mehrzadghavifekr
    ۰۰:۰۲ ۹۵/۰۱/۹
    @mary_s_76
  • ۲۷۶ بازدید
    انگاری خیلی وقته هیچی حال و هوای عید رو نداره ... اینکه نگران دیزاین سفرۀ هفت سین و تمیزی خونه باشیم و بلیطامون رو چک کنیم ، اینا همش فرمالیته س ... به نظر من عید مثل یه مهمونه که هیشکی حوصله سانتی مانتال بازیاش رو نداره ... و ما هر چند حوصلۀ عید و تشریفاتش رو نداشته باشیم در هر صورت اون لبخند باید همیشه همراهمون باشه :) آرزویی هم براتون ندارم جز اینکه اگر فکر و خیالی هست که خیلی اذیتتون میکنه ، امیدوارم انقدر درگیر روزمرگی هاتون بشین که دیگه نتونین فکر کنین ... و اینکه عیدتون مبارک ... همین
    ۱۹:۰۷ ۹۵/۰۱/۵
    مآری...سلااام عزیز قشنگم ♥ عیدت مبآرک :) عکس رو دوست جآنمان گرفته :] وااش واشش مرسیجآت n___n عکس پروف شما که ما را مرررده تر بود یه زمانی :) منتهی فکر کنم منم می خواستم بگم هی یادم می رفت :))) ممنووونم خوب من :*
    ۰۱:۴۱ ۹۵/۰۱/۵
    عکسش چه خوشگله ♥_♥ یه چیزی ام هست هی میخوام بگم یادم میره :| عکس پروفتون منو مرررده n_n متنت واقعا عالی بود و همچنین آرزوت♥ عیدت مبارک عزیزترینم بهترینارو برات میخوام
    ۰۰:۴۸ ۹۵/۰۱/۳
    مامان -___-
  • ۲۱۶ بازدید
    مشخص نیستند...
نه جای زخم هایت،نه آنان که زخمت زده اند... 
به برکه ها می مانی عزیزم
و هر سنگ که زخمی ات می کند،در تو آرام می شود...
زخم ها زیباترت کرده اند...
به برکه هایی شبیهی که با سنگ های خوابیده در بسترشان زیباترند...!
پ.ن:این همه آشفته حالی...
    ۰۷:۵۰ ۹۵/۰۱/۱
    سلآم رها جان:) مرسی که لطف داری
    ۰۲:۴۴ ۹۵/۰۱/۱
    سلامـ مهربون ツ دمـتـ گرمـ کهـ تو خونهـ تکونیِ دلت؛ ما رو دور نریختی✋ پروردگارا.. در این روزهایِ پایانیِ سال؛ بهـ خوابِـ عزیزان و همراهانِ لنزوریمـ ؛ آرامش❥ بهـ بیداریشان؛ آسایشـ ❥ بهـ زندگیشان؛ عافیتـ ❥ بهـ عشقشان؛ ثباتـ ❥ بهـ مهرشان؛ وفا ❥ بهـ عمرشان؛ عزتـ ❥ بهـ رزقشان؛ برکتـ ❥ و بهـ وجودشان؛ صحتـ ❥ عطا بفرما ✌ رفیقمـ ؛ چنانچه دلخوری از من بر دل داری؛ دانستهـ یا ندانستهـ ؛ در این روزِ پایانیِ سال؛ بر من ببخش ☺ آرزویمـ برایتـ این استـ : در میانِ مردمی کهـ می‌دوند برایِ "زنده بودن" آرامـ قدمـ برداری برایِ "زندگی کردن" ✅ #پیشاپیش_سالِ_نو_مبارکـ ❦✿❦
    ۰۲:۲۱ ۹۴/۱۲/۲۶
    قشنگ نگاهته قشنگ من ❤
  • ۶۶۵ بازدید
    مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب،در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست...
آسمان با قفسِ تنگ چه فرقی دارد؟بال،وقتی قفس پر زدن چلچله هاست...
پ.ن:و سکوتِ تو جوابِ همۀ مسئله هاست!
    ۱۳:۵۷ ۹۵/۰۲/۷
    لایک
    ۰۲:۲۰ ۹۴/۱۲/۲۶
    مرسی مآری :) مرسی که انقده خوبی مهربونم ❤
    ۲۱:۲۱ ۹۴/۱۲/۲۵
    مرسی شعر :) مرسی تصویر :) مرسی هماهنگی شعر و تصویر :) مرسی که هستی♥
  • ۷۱۱ بازدید
    من و گونه های خیسم،به امید شانه هایت...
به فسونِ ماه ماند،شب سرد انتظارت...
هوس از تو جان بگیرد،به که گویمت چه بودی...؟
مگر از تو دل ربودم،که من از منم ربودی...؟
به نگاهِ پر ز مِهرت،قسَمَت دهم به باران...
من و قبله گاهِ چشمت،دو هزار چشم گریان...
می خواهمت...بمان...! 
می جویمت...مرو...!
سرگشته ام چو باد،می خواهمت...بمان...!
#علیرضا_قربانی
#آلبوم_دُختِ_پَری_وار
#نگاه
    ۰۲:۱۹ ۹۴/۱۲/۲۶
    ممنوونم عزیزکم :)
    ۲۱:۲۲ ۹۴/۱۲/۲۵
    خیلی قشنگه
    ۱۵:۰۶ ۹۴/۱۲/۲۰
    عاآلی تویی عزیز خوبم...
  • ۳۸۰ بازدید
    گفتم که دلم هست به پیش تو گرو،دل باز ده آغاز مکن قصه ی نو...
افشاند هزار دل ز هر حلقۀ زلف،گفتا که دلت بجوی و بردار و برو...
    ۲۱:۰۴ ۹۴/۱۲/۲۰
    عآلی میبینی عآلم خوبم
    ۱۶:۲۶ ۹۴/۱۲/۲۰
    عآلیه❤️
    ۱۱:۰۷ ۹۴/۱۲/۱۵
    حضورت عااالیه:)
  • ۶۰۱ بازدید
    جانم فدای زلف تو آن دم که پرسمت؛ 
کاین چیست موی بافته؟ گویی که دام تست..!
پ.ن:انقده دوست دارم این شعر رو:)
    ۲۱:۰۲ ۹۴/۱۲/۲۰
    قشنگ تویی عآلم جانم:)
    ۱۶:۲۶ ۹۴/۱۲/۲۰
    خعلى قشنـگه!
    ۱۲:۲۵ ۹۴/۱۲/۱۵
    #anita_jam
  • ۱۵۹ بازدید
    وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی //  تا با تو بگویم غم شب های جدایی //
بزم تو مرا می طلبد ، آمدم ای جان // من عودم و از سوختنم نیست رهایی //
افسوس بر آن چشم که با پرتو صد شمع // در آینه ات دید و ندانست کجایی
#هوشنگ_ابتهاج
پ.ن:تولدت مبارک اسطوره جآن...
    ۲۳:۰۸ ۹۴/۱۲/۱۲
    جیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانومم
    ۲۳:۰۸ ۹۴/۱۲/۱۲
    وااااای وااای ببین کی اینجاست ♥__♥ سلاآآآم جون دلم ^.^ چطوریایی؟*:)
    ۲۲:۴۳ ۹۴/۱۲/۱۱
    تولد سایه مبارک
  • ۵۷۹ بازدید
    من می روم ز کوی تو و دل نمی رود//این زورق شکسته ز ساحل نمی رود// 
گویند دل ز عشقِ تو برگیرم ای دریــغ!//کاری که خود ز دستِ من و دل نمی رود// 
گر بی تو سوی کعبه رَوَد کاروانِ ما//پیداست آن که جز رهِ باطل نمی رود// 
در جست و جوی روی تو هرگز نگاهِ من//بی کاروانِ اشک ز منزل نمی رود// 
خاموش نیستم که چو طوطی و آینه//آن روی روشنم ز مقابل نمی رود
    ۲۳:۱۰ ۹۴/۱۲/۱۲
    خیلی ممنون عزیزجان:)
    ۱۹:۰۰ ۹۴/۱۲/۱۱
    محششره
    ۲۳:۲۹ ۹۴/۱۲/۶
    خواهششش :)
  • ۱۹۰ بازدید
    مرا چه به تو....؟
دریا،
هیچ وقت به رودخانه نریخته است...
همان بهتر
به زانوهای مادرم فکر کنم...
و آلزایمر مادربزرگ؛
که تنها کلمه‌ی مدرن خانه ی قدیمی ماست...
و اینکه،
ماهی را 
هروقت از آب بگیری،
دریایی را در ماتم 
غرق کرده ای...
    ۱۰:۵۱ ۹۴/۱۲/۱۳
    عالیههه
    ۰۹:۰۴ ۹۴/۱۲/۱۳
    فدای تو عزیزم دل تنگت بودم :)))سلامت باشی
    ۲۳:۰۹ ۹۴/۱۲/۱۲
    بح بح چه عجب باران جآنم :))) خیلی وقت بود نبودیاا...عالی وجودته عزیزم...
  • ۱۹۱ بازدید
    " رى را "
همگان به جست و جوى خانه مى گردند...
من كوچه ى خلوتى میخواهم،
بى انتها براى رفتن...
بى واژه براى سرودن...

پ.ن:سلام:)
    ۰۰:۳۸ ۹۴/۱۲/۸
    سلام عزیزم:) مرسی
    ۱۷:۵۱ ۹۴/۱۲/۷
    خوش برگشتی جانا :)
    ۱۷:۳۸ ۹۴/۱۲/۶
    haniye :-/
  • ۲۶۵ بازدید
    روی میز،
گزینه ی "دوست داشتن" هم بود...
من
دستانت را برداشتم...!
    ۱۴:۱۰ ۹۴/۱۱/۵
    سلام هانیه..خوبی؟ کم پیدایی..
    ۱۳:۰۹ ۹۴/۱۰/۲۵
    هنوزم دیر نشده..میتونی دساشو پس بدی..مرغو برداری :) سیب زمینی هم بردار..کنارش میچسبه :))
    ۰۳:۵۴ ۹۴/۱۰/۲۵
    نوید...بله بله:) البته روی میز زرشک پلو با مرغم بود:| حسابی پشیمونم:(
  • ۱۷۶ بازدید
    کاش آن روز
به جای سیب،
می گفتی هلو...!
دلم برای بوسه هایت تنگ شده...
چقدر تنهایی قاب عکست را ببوسم...؟!
پ.ن1:شعر رو خیلی به شدت دوست دارم...
پ.ن2:چقدر دلتنگت شده ام...کاش عکست نفس می کشید...
    ۱۲:۵۲ ۹۴/۱۱/۳۰
    یه سر بزن دنبالی
    ۰۹:۴۲ ۹۴/۱۰/۲۷
    لایک
    ۲۱:۵۷ ۹۴/۱۰/۲۳
    خواهشمندم :)
  • ۷۵۲ بازدید
    برای تو....
برای چشم هایت...
برای من...
برای درد هایم...
برای ما...
برای این همه تنهایی...
ای کاش خدا کاری کند...!
    ۱۳:۰۷ ۹۴/۱۰/۲۵
    من هیچ حرفی برای گفتن ندارم....ترجیح میدم سوت بلبلی بزنم :/:|:\
    ۰۳:۵۱ ۹۴/۱۰/۲۵
    خواهشمندم:)میدونم لطف بزرگی در حقت کردم که هیچ جوره جبران نمیشه:)ایشالا ایشالا:)))بوگو ماشالااا^_^
    ۰۳:۴۹ ۹۴/۱۰/۲۵
    آره آره آفرین:)به این مادیات دل نبند...مثلا ما که دست و پا و دنده و ستون فقرات داریم به چه دردمون خورده؟ همینطوری ادامه بده:) نه روزی سه بار اسفند براش دود میکنم:)قربونش برم حسود زیاد داره:| نه که غذاشم خوبه همچی چِشِش میکنن شیکورمو:|
  • ۲۱۲ بازدید
    تمام زنان دنیا، برای مردی که دوست دارند شال گردن می‌بافند...جز من، که نشسته‌ام اینجا و برای تو، شـعر می‌بافم ...!
    ۲۲:۱۵ ۹۴/۱۰/۱۹
    خیلی ممنون جناب
    ۲۲:۱۴ ۹۴/۱۰/۱۹
    لایک به وجودت درنآی قشنگم
    ۲۲:۱۴ ۹۴/۱۰/۱۹
    مچکرم
  • ۳۵۳ بازدید
    ما را کبوترانه وفادار کرده است // آزاد کرده است و گرفتار کرده است // بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا // از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است // خوشبخت آن دلی که گناهِ نکرده را // در پیشگاهِ لطفِ تو اقرار کرده است // تنها گناه ما طمعِ بخشش تو بود // ما را کرامتِ تو گنه کار کرده است // چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر // قربان آن گلی که مرا خوار کرده است
    ۱۶:۴۲ ۹۴/۱۰/۲۷
    لایک...
    ۰۰:۵۳ ۹۴/۱۰/۲۲
    چشمآت عاالی می بینن :)
    ۰۰:۱۰ ۹۴/۱۰/۲۲
    عکس و متن عااالی
  • ۱۶۲ بازدید
    ابرها،راه گم کرده اند...
وگرنه کوچه ی بی درخت،باران می خواهد چه کار...!؟
که تنهاییِ کبوتری را تا پشت بی قراری پنجره ی ما بکاشند...!؟
یا غربت لنگه کفشی خیس را روی سیم های چراغ برق،که هی از بندهایش اشک می چکد...!؟
درخت باران می خواهد چه کار...!؟
پنجره باران می خواهد...
نگاه خسته باران می خواهد...
دلتنگی!دلتنگی باران می خواهد...
    ۲۱:۵۱ ۹۴/۱۰/۲۳
    خیلی هم ممنان...
    ۱۰:۵۲ ۹۴/۱۰/۲۳
    خیلی هم زیبا...
    ۰۰:۵۵ ۹۴/۱۰/۲۲
    زیبا حضور قشنگته یاسی عزیزم
  • ۴۱۶ بازدید
    مرا،در گلدانی دفن کنید...
می دانم شعری از دلم جوانه می زند،
و جهان به اندازۀ شاخه گلی،زیبا می شود...

پ.ن:سر تمام قرارها می کاشتی ام...
یادت هست...؟!
می خواهم تلافی کنم...
به خانه ام که بیایی،
در تمام گلدان ها می کارمت...!
    ۱۵:۲۴ ۹۴/۱۰/۱۸
    عالی مبینآی قشنگمه :*
    ۱۴:۳۰ ۹۴/۱۰/۱۸
    عالی بود
    ۰۰:۱۴ ۹۴/۱۰/۱۸
    خواهش می کنم :)
  • ۸۵۶ بازدید
    نیمه جانی بر كف...
كوله باری بر دوش...
مقصدی بی پایان...
قرن ها پشت افق...
سحری سرگردان...
كه در آن آتش كم نور نگاهی تنها،
سینه ساكت صحرای سحرگاهی را،
مثل یك آینه رو به برهوت،
پی سوسوی نگاهی دیگر،
بی ثمر می كاود...!
وحشتی بیگانه،در سراپای وجود...
لذتی پرآشوب،پای محراب سجود...
در دل ویرانی،آخرین دلخوشیم،چشم ویرانگر توست...
خسته از جنگیدن...
آخرین فرصت صلح،عشق عصیانگر توست...
كاش غیر از من و تو،هیچ كس باخبر از ما نشود...
نوبت بازی ما باشد و دیگر هرگز،
نوبت بازی دنیا نشود...
    ۱۶:۴۲ ۹۴/۱۰/۲۷
    عالییییی
    ۲۰:۴۸ ۹۴/۱۰/۱۵
    مررسی نگآر عزیزم:) قشنگ حضورته :*
    ۲۰:۴۷ ۹۴/۱۰/۱۵
    لاایک به وجودت گیلدآی قشنگم
  • ۲۱۰ بازدید
    دوستانی كه در شهادت ما،دست دارند شست هم دارند/
از كجا می توان نتیجه گرفت،چه كسانی چه چیز كم دارند؟/
دخترانی كه سرمه ای بودند،پشت روپوش های خود مردند/
رنگ هایی كه شكل هم هستند،سرنوشتی شبیه هم دارند/
گفت با خود هزار پایی كه،با خودش می رود پیاده روی/
این هزاران هزار مار چطور،پا ندارند و هم قدم دارند؟/
مُردی و دانه دانه فكر شدند،قارچ هایی كه از تو روییدند/
باز هم ذره ذره خواهی مرد،فكرهای قشنگ سم دارند/...کامنت
    ۰۰:۰۹ ۹۴/۱۰/۱۶
    عااالی خودتی عزیز خوبم:)
    ۲۳:۰۷ ۹۴/۱۰/۱۵
    عاالی بودن پستات هانیه گلم :**
    ۱۱:۵۸ ۹۴/۱۰/۱۴
    خواهش می کنم رفیق ناب :)
  • ۳۰۳ بازدید
    حالا که رفته ای،بیا...بیا برویم بعد مرگت قدمی بزنیم...ماه را بیاوریم...و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم...بعد،موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار...بعد،موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار...بعد،موهایت را از روی لب هایت… لعنتی...!دستم از خواب بیرون مانده است...! پ.ن: تا یک عمر، هی درد این شعر...
    ۱۹:۱۳ ۹۴/۱۰/۱۱
    :)
    ۱۹:۱۱ ۹۴/۱۰/۱۱
    هیعییی...ن باو این چروکا دیگه باز نمیشه..ا این اتو صنعتی هام دیگه ج نمیده :)) م چاکرتم رفیق جان :)
    ۱۹:۰۸ ۹۴/۱۰/۱۱
    ای بابا:)))) تو هم که همش مچاله میشی نوید...اتو لازم شدیآ:) بازم ممنوون و مچکر از حضور همیشگیت:)
  • ۳۶۳ بازدید
    نگرانم نباش...
مشت مشت قرص هایم را سر ساعت می خورم...
زخم هایم را می پوشم و آرزوهایم را قدم می زنم هنوزم...
من خودِ زمستانم...
نزدیکیم کافه ایست...
دنج...
مثل سکوت،ساکت...
با یک میز،یک صندلی خالی و یک فنجان بغض،دردهایم را قاب می کنم ؛ تا شعرم بیاید برای کاغذهای بی واژه ی دفترم...
وقتی تو نیستی،اندوه بازترین آغوش زمستانی ست...
مرا با تمام خاطرات به جا مانده از تو تا خرخره می بلعد...
اما تو نگرانم نباش...
من خوبم...
فقط احساس می کنم کمی مرده ام...
همین...
نگرانم نباش...!
من قرص هایم را سر ساعت می خورم...
    ۱۴:۳۸ ۹۴/۱۰/۱۰
    عاهااا ؛)) حل ال ت ؛) ف دا :) تر :) ی دون ه عا این ا ؛))
    ۱۱:۳۸ ۹۴/۱۰/۱۰
    خیلی ممنووونه درنای عزیزم :)
    ۱۱:۳۸ ۹۴/۱۰/۱۰
    وجودت عاالیه ماری قشنگم :*
  • ۲۳۷ بازدید
    چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد // چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ی ز قفـس پریده باشد // پر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند // چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد...
    ۱۷:۳۳ ۹۴/۱۰/۱۳
    ممنونم آیدای عزیز:)
    ida
    ۰۴:۴۰ ۹۴/۱۰/۱۳
    عآلی♥
    ۱۸:۵۸ ۹۴/۱۰/۹
    چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد... چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ز قفـس پریده باشد.... پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند.... چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد.... من از آن یکی گـُزیدم که بجـز یکـی ندیدم.... که میان جمله خوبان به صفت گُـزیده باشد... عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید... نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد... اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند.... به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد... عالیه :) ❤  
  • ۳۲۰ بازدید
    دلم گرفته باشد و تو نباشی...و من جایی میان سطرهای این شعر،مرده باشم...دلت که گرفت،این شعر را بخوان...من جایی میان سطرهای این شعر،مرده ام... پ.ن:سلام :)
    ۰۰:۰۳ ۹۴/۱۰/۷
    بح بح سلاام ماری جانم:*مرسی عزیز:)♥
    ۲۳:۵۹ ۹۴/۱۰/۶
    خدا نکنه جون دلم:* آره به شدت عشقه :))))))
    ۲۱:۵۹ ۹۴/۱۰/۶
    خوش اومدی گلم♥
  • ۴۲۷ بازدید
    مکالمه های کوتاه،
کفاف گلایه های بلند مرا نخواهد داد...
تا کی سلام کنیم...؟
حال هم را بپرسیم...؟
و به هم دروغ بگوییم که خوبیم...؟
دروغ هایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند؛و صادقانه به هم برسند...
ما فقط دروغهایمان به هم می رسد...
من خوب نیستم...اصلا...!
    ۱۹:۲۳ ۹۴/۱۰/۵
    گیلی ویلی مووون به سلاامت باد^__^
    ۱۹:۱۸ ۹۴/۱۰/۵
    آره آره...دیگه گیلی ویلیمون شدی :))
    ۱۹:۱۷ ۹۴/۱۰/۵
    تو هم هانی؟؟؟ :))) همش تخصیره این فاطمه بلاس @f.79 گیلدآ رو کرده گیلی ویلی خخخخ
  • ۲۱۷ بازدید
    گاهی،
شلوغیِ پیاده رو بهانۀ خوبیست؛
که دست های کسی را برای همیشه گم کنی...
درست در لحظه ای که تکه ای از دوستت دارم هنوز،در دهانت است...
آنوقت دیگر چه فرق می کند؛بر پیاده روهای خلوت همیشه باران ببارد،
یا دست هایت را به هر که نشان می دهی به جا نیاورد...؟
او ، با تمام رهگذران بی تفاوت از کنارت می گذرد...
با تمام مسافران چمدان می بندد...
و هر روز،با اولین قطار صبح آنقدر دور می شود،که تمام مزارع قهوه هم نتوانند،حرفی در دهان فنجان ها بگذارند...!
    ۱۴:۲۲ ۹۴/۱۰/۵
    عالی
    ۰۱:۴۳ ۹۴/۰۹/۱۴
    قشنگگگ
    ۰۰:۵۱ ۹۴/۰۹/۸
    زیباااا♥
  • ۲۸۵ بازدید
    هر وقت قصد می‌کنم دیگر از تو ننویسم؛باران می‌بارد...نغمه‌ای زمزمه می‌شود...کسی از تو می‌پرسد...خاطره‌ای جان می‌گیرد و من در کِشاکشِ این نبرد نابرابر،همیشه مغلوب می‌شوم...نبودنت درد می‌کند...درست مثل روز اول؛شاید هم کمی بیشتر...من به دستهای خالی‌ام خیره می‌شوم؛و در ناباوری‌های بی‌رحمانۀ تمام روزهای نبودنت،دست‌های خالی‌ام...جای خالی‌ات...نبودنت...و این پاهای خسته‌ی بی‌پرسه،درد می‌گیرد...!
    ۱۹:۱۲ ۹۴/۱۰/۱۶
    چقد قشنگ ... :)
    ۰۱:۰۳ ۹۴/۱۰/۱۴
    لایک
    ida
    ۰۴:۴۲ ۹۴/۱۰/۱۳
    عالیتر♥
  • ۴۱۳ بازدید
    باور نمیکنم که وفادار نیستی/باور نمیکنم که کنارم نمانده ای/روحی که در بهشت وجود تو جان گرفت/با دست خود به عمق جهنم کشانده ای/باور نمیکنم که بخواهم بدون تو/یک عمر را کنار کسی مُردگی کنم/من را زمان زندگی ام دیده ای،ولی/دیگر نمانده ای که ببینی چه میکنم/با اینکه کافرم و دعایم قبول نیست/اسم تو را میان دعا ذکر میکنم/گفتی برای من، تو شُمایی از این به بعد/گاهی هنوز هم به شما فکر میکنم/دیشب شنیده ام که شنیدند:می روی/انگار عشق بدون حواشی نمی شود/باور نمیکنم زِ خیالم سفر کنی/اصلا نمی شود که نباشی،نمی شود...!
    ۰۰:۴۵ ۹۵/۰۳/۲۰
    ممنونم
    ۱۸:۰۲ ۹۵/۰۳/۱۱
    بسیار زیبا
    ۱۸:۵۳ ۹۴/۱۰/۵
    مرسی :)
  • ۲۳۶ بازدید
    بریــــد کنار سرآشپزتون اومـــد ^___^ اِهـِم...و اینک افتخاری دیگر:) کیک شـکـلآتـــی (نه له شده،نه سفت شده،نه تلخ شده،نه مزه خمیر میده،نه سوخته،نه مزه آرد میده:)و این خودش شادی بزرگیست^.^) دستپخت من و بهترینم:)...این از اون کیکا بود که وقتی داشتیم میذاشتیمش تو فر فقط دعا دعا می کردیم کیک بشه:|و وقتی مامان جآن داشت یه تیکه از کیک رو میخورد و یه لبخند ملایم اومد رو لباش همچی ذوق کردیم که انگار استاد فیزیک موقع تحویل دادن برگه های امتحانی بهمون لبخند زده:)...خلاصه اینکه در پوست خود نمی گنجیم :)
    ۱۹:۱۳ ۹۴/۱۰/۱۶
    :D
    ۱۹:۰۰ ۹۴/۱۰/۹
    ❤ :)
    ۲۲:۵۹ ۹۴/۰۸/۲۳
    هوشمندیمون ذاتیه دیگه چه میشه کرد ^_- ممنوناات :)
  • ۵۰۳ بازدید
    ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ...
ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ...
ﺑﺎﺩ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮ...؟!
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍت...؟!
ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ...؟!
ﺍﺻﻼ ﺍﻧﻘﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ،
ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ...!
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ...
ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ...
ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﻌﺮ...!
    ۲۳:۳۷ ۹۴/۰۸/۲۲
    خواهش میکنم ...
    ۲۲:۱۱ ۹۴/۰۸/۲۲
    محسن حسینخانی همیشه یکی از بهترین انتخاب هاست...ممنونم از لطف زیادتون امیرپارسای عزیز
    ۲۱:۵۵ ۹۴/۰۸/۲۲
    محسن حسینخانی ... انتخاب بسیار زیبایی بود هانیه ...
  • ۱۷۲ بازدید
    دست این خیابان را،هرچقدرهم محکم بگیری،باز در خودش گم میکُـندَم...اینکه من،بعد از این همه سال،در ولیعصر گم می شوم،اتفاقی عادی نیست...اینکه من،در یک خیابان،هم به دنیا بیایم،هم بزرگ شوم و هم بمیرم،اتفاقی عادی نیست...اصلا بیشتر که فکر می کنم،می بینم تو همیشه عادی نبودی...بین آدم ها،اتفاق ها،تو عادی نبودی...وقتی قرار شد بروی،ساکت ماندی و ساکت رفتی...من باید زودتر از اینها می فهمیدم که این رفتن هم عادی نبود...حالا نیستی و پنجرۀ باز طبقۀ پنجم،فردا برایت خواهد گفت که من هم عادی نرفتم...! #خیابان_ولیعصر
    ۲۰:۱۱ ۹۴/۱۰/۱۶
    خیــلی ممنوونم سآحل جان:) محشر خودتی...
    ۱۹:۱۹ ۹۴/۱۰/۱۶
    وای محشر بوووود آقا
    ۱۸:۵۶ ۹۴/۰۸/۲۵
    سلآآآم محمد رضا...خواهش میکنم :)
  • ۲۹۰ بازدید
    ایــنم کادو :) یک عدد شیکور ... هـُـلو ... شـفــتـالـو .... کادو پیچ شده ... با ضمانت ... ژونــم ^.^ @goolnaz
    ۲۱:۳۶ ۹۴/۰۸/۲۱
    خواهشمندم :)
    ۲۱:۰۱ ۹۴/۰۸/۲۱
    :) و باز هم ممنونم از لطف زیادتون :)
    ۰۶:۰۳ ۹۴/۰۸/۲۱
    و باز هم ایشون..تولدتون مبارک :)
  • ۳۷۱ بازدید
    اهـِم ایـهِم ... خوب امروز تولد یک عدد گُــله :) تولد گلـناز عزیزمه :* گلنــآز جانم خودت می دونی که چقدررر عزیزی و چقدررر دوست دارم مهربونم ... امیدوارم همیشه لبات خندون باشه وهمیشه توی زندگیت موفق باشی و آرامش مهمون دلت باشه :) تـولدت مبارک بهترینم ... @goolnaz
    ۰۰:۳۹ ۹۷/۰۱/۱۲
    چقد جات همیشه خالی موند گلناز #همیشه @gooolnaz
    ۲۰:۴۴ ۹۴/۰۸/۲۰
    حیف ساطور داره حیییف :|| باش صبرر مونمایییم :]
    ۲۰:۴۳ ۹۴/۰۸/۲۰
    گلی جون فنچولکی یکم صبر کن که اگه بیاد ببینه کیک یوخ کل لنزور رو سرمون خراب میشه:|
  • ۱۸۱ بازدید
    گریه برای ما کم است ... برای ما که تمام خاطراتمان ، زیر سنگی سرد جمع شده اند ؛ و هر پنجشنبه ، با عطر مریم ها ، در سکوت سنگین قبرستان به ما پوزخند می زنند ... گریه برای ما کم است ... برای ما که تمام زندگیمان را کنار فنجان های منتظر ، روبروی نگاهِ رزهای خشکیده ، به گوشه ای خیره شدیم و زیر سنگینی نگاهِ قاب عکسی مبهم ، جان دادیم ... برای ما باید هــق زد ... باید تمام عمر، درون تابوتی سرد ، مرگ را تجسم کرد ... گریه برای ما کم است که لایق مرگ هم نیستیم ...! پنجشنبه ... 14 / 8 / 94
    ۱۹:۰۱ ۹۴/۱۰/۹
    فوق العاده بود :( -_-
    ۲۳:۱۱ ۹۴/۰۸/۱۹
    چشــم حذف نمی کنم...خدا نکنه عزیزم همیشه سلامت باشی و پر از آرامش...ایشالا حال همه خوووب خوب باشه...من که وقتی تو باشی عاالیم:)
    ۲۳:۰۹ ۹۴/۰۸/۱۹
    سلام گلم اشکال نداره باو :) فقط توروخدا این کاربریارو حذف نکنید :( دیوونه میشم وقتی میبینم دوستام اینکارو میکنن..ایشالا حال دلت خوب و ردیف باشه همیشه
  • ۶۴۲ بازدید
    و ما که گریه نکردیم،گریه؟نــه!کردیم//به ما چه مرد نباید که...ما که نامردیم!//
اگر که پنجره را سمت عشق می بستند//بدون شعر و گریه چه کار می کردیم؟!//
زنی به خاک نشست و به چشممان زل زد//و ما که سایه ی خود را به جا نیاوردیم!//
و قد کشید درون سکوتمان خورشید//و بر جنازه ی یک عشق،سایه گستردیم!//
شما که درد کشیدید،درد را دیدید//به حال ما نرسیدید،ما خودِ دردیم!//
خلاصه ی همه ی زندگی ما اشک است//بیا دوباره به آغاز شعر برگردیم!   پ.ن : و ما که گریه نکردیم:)...
    ۱۶:۲۲ ۹۴/۰۸/۲۰
    :) yes ... revale :) chashm hajimun :) i am very very awli :) life is good :) everything is good :) tik tak tar :) easy tar :) i am good tar :) are tar :)
    ۱۶:۱۵ ۹۴/۰۸/۲۰
    shkR Tr :) Hey you :) bdk nisM??? :) Fuck baw! you should Awli bashi :)) revalE ?? :) buT I know :) liFe is :) Now Good :) TiMe tik Tak :) liFe ??? :) o sheT :) sakhT ngir ;)
    ۱۶:۱۲ ۹۴/۰۸/۲۰
    ?badak nistam haji :) to chetori :)