در حال بارگذاری
بالا
  • حصار آسمان

    46  دنبال کننده

    hesare.aseman

    • دل دریایی این آسمان اکنون گرفته...
    • دستان من نمی‌توانند
نه، نمی‌توانند
هرگز این سیب را عادلانه قسمت کنند!
تو؛
به سهم خود فکر می‌کنی
من؛
به سهم تو ...



"گروس عبدالملکیان"
    • (شازده کوچولو تو سیاره دیگه ای زندگی میکرد که اینقد کوچک بود که می تونست چندین بار در روز غروب آفتاب رو تماشا کنه!)
 "...من گفتم : روی سیاره تو که به آن کوچکی است همینقدر که صندلیت رو چند قدمی جلو بکشی میتونی هر قدر که دلت خواست غروب رو تماشا کنی.
- یک روز چهل و سه بار غروب رو تماشا کردم!!
خودت که می دانی، وقتی آدم خیلی دلش گرفته باشد از تماشای غروب لذت میبرد.
و من به شازده کوچولو گفتم : خدا میداند آن روز چهل و سه غروبه چقدر دلت گرفته بود!"
"آنتوان دوسنت اگزوپری"
    • دل از بی همزبانی ها فسرده/
تن از نامهربانی ها فسرده/
ز حسرت پای در دامن کشیده/
به خلوت، سر به زیر بال برده/

فریدون مشیری
    • میدان شهدا
    • سفر کردم که از عشقت جدا شم / دلم میخواست دیگه عاشق نباشم / 
ولی عشقت تو قلبم مونده ای وای/ دل دیوونمو سوزونده ای وای /
هنوزم عاشقم، دنیای دردم / مثه پروانه ها دورت میگردم /
سفر کردم که از یادم بری، دیدم نمیشه / آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه /
سفر کردم - معین
    • بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟! / با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم؟/
بی تو پتیاره پاییز مرا می شکند / این شب وسوسه انگیز مرا می شکند/
بی تو بی کار و کسم، وسعت پشتم خالیست/ گل تو باشی، من مفلوک دو مشتم خالی ست/
تومور 2 - علیرضا آذر
    • عزیز من!
زندگی، بدون روزهای بد نمی شود؛
بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم!
اما، روزهای بد، همچون برگهای پائیزی
باور کن که شتابان فرو می ریزند
و در زیر پاهای تو
اگر بخواهی، استخوان می شکنند؛
و درخت، استوار و مقاوم بر جای می ماند!

عزیز من!
برگهای پائیزی، بی شک
در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت 
و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت
سهمی از یاد نرفتنی دارند…

"نادر ابراهیمی"