در حال بارگذاری
بالا
۸ بازدید
برو به کلوبدانلود
۲۰:۳۰ ۹۵/۰۹/۱۰
شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت☺
(لطفا مطالعه کنید پست اول رو)

شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت☺ (لطفا مطالعه کنید پست اول رو)

۲۰:۳۰ ۹۵/۰۹/۱۰
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ یک دفعه کلاس از خنده ترکید ... بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند : اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی . او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند . او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود . سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم . 5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت : برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود ! در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟ همسرم جواب داد : من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم . و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید . شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت آیا می دانید این داستان از کیست ؟ (ارنستو چه گوارا)
۲۰:۳۶ ۹۵/۰۹/۱۰
فوق العااااااااااااااااااااده عاااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود ☺✌
۲۱:۰۰ ۹۵/۰۹/۱۰
اجازه میدید از این متن برای اینستا استفاده کنم ؟
۲۱:۱۶ ۹۵/۰۹/۱۰
اجازه نمیخواد ☺ داستان،حرف،سخن قشنگ رو باید انتشار داد ☺ (در ضمن من خودم جز کسانی هستم که انتشار دادم خخخخ)
۲۱:۱۸ ۹۵/۰۹/۱۰
خیییییییییییلی ممنووووووون رفیق گل ☺✌