در حال بارگذاری
بالا
  • ۴ بازدید
    من به آمارزمین مشکوکم
تو چطور
اگراین سطح
پر ازآدم هاست،‌پس چرا
این همه دلها تنهاست

بیخودی می‌گویند
هیچ کس تنها نیست

چه کسی تنهانیست؟
همه ازهم دورند
همه درجمع ولی تنهایند
من که درتردیدم؛تو چطور
سپهری
    ۲۳:۰۸ ۹۶/۰۹/۲۲
    خواهش کی کنم عزیزم این حرفاچیه عزیزم:)
    ۲۳:۰۴ ۹۶/۰۹/۲۲
    ممنونم ازلایکاتون لطف کردید.شرمنده کردید.
    ۲۳:۰۱ ۹۶/۰۹/۲۲
    خواهش می کنم عزیزم
  • ۲ بازدید
    ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮﺭﺍ "ﺗﺤﻤﻞ"ﮐﻨﻴﻢ
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮﺭﺍ"ﻗﻀﺎﻭﺕ"نکنیم
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮﺍی"ﺷﺎﺩﮐﺮﺩﻥ"یکدیگر ﺗﻼﺵ ﮐﻨﻴﻢ
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﺑﻬﻢ"ﺁﺯﺍﺭ"ﻧﺮﺳﺎﻧیم
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﻴﻢ
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﺑﻪ"ﻋﻴﻮﺏ"ﺧﻮﺩﺑﻨﮕﺮﻳﻢ..

احمد شاملو
  • ۱ بازدید
    اگر خواستی انسانی را بشناسی،

 به گفته هایش نه 

 به نگفته هایش گوش بسپار! 

چراکه حقیقتِ انسان

در چیزی است که از گفتن آن ناتوان است..

علی شریعتی
  • ۳ بازدید
    ۱۶:۵۸ ۹۶/۰۹/۲۱
    سلام...شماروکه من فالو نکردم چجوری کامنت گذاشتید؟
    ۱۳:۳۱ ۹۶/۰۹/۲۱
    سلام
  • ۴ بازدید
  • ۲ بازدید
    نه کورسوی چراغی نه ردّ پای کسی/
دلم گرفته خدایا! کجاست هم نفسی؟

تو رفته ای و برایم نمانده میل وجود...
چنان که از سر اکراه می کشم نفسی/

چگونه زار نگریم؟ که آدمی زادم...
دوباره سوخت بهشتم در آتش هوسی/

دلم گرفته خدایا چگونه می شد اگر/
نه بند قافیه بود و نه تنگی قفسی/

دل شکسته ی ما هم حکایتی دارد/
هزار تکّه و هر تکّه اش به دست کسی
  • ۳ بازدید
  • ۲ بازدید
  • ۲ بازدید
    
ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ،
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ؛
ﺩﺭ ﺩﯾﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ،
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ؟

ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﮔﻮﯾﺪ:
ﺑﺸﮑﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ،
ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭﯼ!
ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟
ﺗﻮ " ﺧﺪﺍ " ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ...
ﻭ " ﺧﺪﺍ "
ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁخر ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ...
سهراب سپهری
  • ۲ بازدید
  • ۳ بازدید
  • ۳ بازدید
    تودیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتی/
سکوت گریه هایم را شنیدی ، بی صدا رفتی.....
همیشه این سوال بی جواب آواره ام میکرد/
مرا لایق ندیدی؟سیری از من؟ یا.....چرا رفتی؟

من و یادت همیشه باهمیم عاشق تر از دیروز/
رفیق نیمه راه عشق !بدون ما کجا رفتی ؟

عجب دنیای بی رحمی!تو می رفتی ویک عاشق/
تو را با گریه هایش بدرقه می کرد ، تا رفتی/

مسیرکوچه های رفتنت بن بست تقدیر است/
ولی از سرنوشت عاشقت ، نا آشنا رفتی....
    ۱۷:۰۰ ۹۶/۰۹/۲۱
    سلام آزاده خانوم روزشما هم بشادی باشه انشااله ؛ خوبید؟@asalhemmat9
    ۰۸:۴۵ ۹۶/۰۹/۲۱
    سلام روزتون شاد
    ۱۶:۴۸ ۹۶/۰۹/۲۰
    لایک بحضورتون دوست عزیز.لطف کردید @shabroooo
  • ۲ بازدید
    گویند اگر می بخوری عرش بلرزد/
عرشی که به یک جام بلرزد به چه ارزد/

درخانه ما زیرزمینی است که در آن/
یک خم بخوری خشتی از آن نیز نلرزد.

"خیام"
  • ۳ بازدید
    معنای زنده بودن من ، با تو بودن است
نزدیک ، دور
سیر ، گرسنه
رها ، اسیر
دلتنگ ، شاد
آن لحظه ای که بی‌ تو سر آید مرا مباد
مفهوم مرگ من
در راه سرفرازی تو ، در کنار تو
مفهوم زندگی‌ است
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو ، همیشه با تو
برای تو ، زیستن
#فریدون_‌مشیری
    ۱۶:۳۹ ۹۶/۰۹/۲۰
    سلام یدونه خانوم گل.روزشماهم بخیر.ببخشید که باتاخیرجواب میدم.@49330
    ۰۸:۲۹ ۹۶/۰۹/۱۹
    سلام اقا منصور روزت بخیر
  • ۴ بازدید
    دلبـــر بسیار و دل نگه دار کم است/
دلدار کم و چه کَم که بسیار کم است/

گویند بعالم تـــــــو چرا بی یاری؟
یاران چکنم؟ یارِ وفادار کــم است...


‎‌
    ۱۵:۲۸ ۹۶/۰۹/۲۰
    ممنونم انیتا خانوم ازلطفتون.عالیترنگاه شماست.لایک بهمراهیتون
    ۱۵:۲۴ ۹۶/۰۹/۲۰
    سلام.ممنونم ازحضورتون دوست عزیز@khp.hassan
    ۰۱:۳۹ ۹۶/۰۹/۲۰
    عالی...لایک
  • ۳ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۱۴:۴۱ ۹۶/۰۹/۱۷
    من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا/ آن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیا/ بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان/ دور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیا/ نانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره را/ آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ساقیا/ ای جان جان جان جان ما نامدیم از بهر نان/ برجه گدارویی مکن در بزم سلطان ساقیا/ اول بگیر آن جام مه بر کفه آن پیر نه/ چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ساقیا/ رو سخت کن ای مرتجا مست از کجا شرم از کجا/ ور شرم داری یک قدح بر شرم افشان ساقیا/ برخیز ای ساقی بیا ای دشمن شرم و حیا/ تا بخت ما خندان شود پیش آی خندان ساقیا
  • ۲ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۱۴:۳۷ ۹۶/۰۹/۱۷
    بازی تلخی است، وقتی در قماری سرسری، خشت خشتم را به دست آورده ای با دلبری ...! برگهایم را به آتش بسته پاییزِ "دلت" در خیابان ، زرد و تنها مانده ام... تا بگذری! در غیاب روزهای رفتنت حک کرده ام ، اسم زیبای تو را بر خاتم انگشتری...! در مدار چشمهای روشن خورشیدی ات ، همچنان میچرخد و میخواهدت این مشتری...! این همه پروانه را مشغول خود کردی چرا؟! اینقدر شاعر که در آغوش خود می پروری...! صبح ها ،دنبال تو خورشید هم سر می زند... از قوانین طبیعت ...یک سر و گردن سری... ! آمدی در خواب من ... پیراهن یاسی بپوش دشت گُل وقتی به تن داری ؛تماشایی تری...! شانه را بگذار و از آیینه دلجویی بکن ؛ وای ! اگر از زلف زیبایت بیفتد روسری....!
  • ۲ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۱۴:۳۵ ۹۶/۰۹/۱۷
    ‌‌‌‌‌‌باده ی ناب میشَوَم، شِعر و کِتاب میشَوَم/ یِکسَره خواب میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی" هَمرَهِ موج می شَوَم، راهیِ اوج میشَوَم/ فوج به فوج میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی" سایه ی ماه میشَوَم، دَر تَهِ چاه میشَوَم/ راهیِ راه میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی" توی رَواق میشَوَم، کُنجِ اُتاق میشَوَم/ بَسته به طاق میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی" اینهَمه مَرد میشَوَم، مَخزَنِ دَرد میشَوَم/ ساکِت و سَرد میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی" اَز هَمه دور میشَوَم، نقطه ی کور میشَوَم/ زِنده به گور میشَوَم،"باز مُقابِلَم تویی" هَمدَمِ خار میشَوَم، بی کَس و یار میشَوَم/ بَر سَرِ دار میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی !
  • ۳ بازدید
    یارب، غم بی رحمی جانان بـه‌که گویم؟
جانم غم او سوخت، غم جان به‌که گویم؟
 
آشفته شد از قصه من خاطر جمعی/
دیگر چه کنم؟ حال پریشان به‌که گویم ؟

دردی، که مرا ساخته رسوا، همه دانند/
داغی، که مرا ساخته پنهان، به‌که گویم؟
  • ۴ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۲۰:۴۴ ۹۶/۰۹/۱۶
    زنى هستم كه عشقم را یكى یكدانه مى خواهم/ تو را رقصان تو را خندان تو را مستانه مى خواهم/ حذر كن از فرو رفتن به تنهایى شبانگاهان/ سرم دردى كشد از غم برایش شانه مى خواهم/ شوم شمعى به تاریكى بسوزم تا سحر از عشق/ به آغوشم اگر آیى تو را پروانه مى خواهم/ تورا مانند قلک ها كه دنیا اعتبارش بود/ تو را از كودكى هایم ولى همخانه مى خواهم/ بنازم من همان چاهى كه یوسف را عزیزش كرد/ به چاهى بسته ام دل را به دورش چانه مى خواهم/ بخوان شعر مرا شبها بگو از دل غزل هایت/ شبى شاعر شبى عاشق دلى ویرانه مى خواهم/ برایت قصه مى خوانم برایم غصه مى بافى/ كمى شاید تو را عاقل ، كمى دیوانه مى خواهم/ چنین مردى نمى یابم تو را در آرزو دارم/ گمانم این شود رویا و من افسانه مى خواهم ....
  • ۳ بازدید
    دردها را عشــــــــق درمان میکند/
گــــرچه درد عشق بیدرمان بود/

عشق باشد مـــرد را سامان و سَر/
خود اگـرچه بیــــسر و سامان بود
  • ۴ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۱۸:۳۳ ۹۶/۰۹/۱۶
    دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی... که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی.. تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟ انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست/ سبزیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی/ من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم/ بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی/ غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی/ دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی/ حیف ما نیست که یک زوج موفق نشویم؟ حیف از این نیست که تو این همه تنها بشوی؟ نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب/ دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی 
  • ۵ بازدید
    ☆☆لطفاکامنت اول روبخونید.☆☆
    ۱۸:۲۹ ۹۶/۰۹/۱۶
    یا که به راه آرم این صید دل رمیده را/ یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را/ یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن/ یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را/ کودک اشک من شود خاک‌نشین ز ناز تو/ خاک‌نشین چرا کنی کودک نازدیده را؟/ چهره به زر کشیده‌ام، بهر تو زر خریده‌ام/ خواجه! به هیچ‌کس مده بندهٔ زر خریده را/ گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنی/ کی ز نظر نهان کنم، اشک به ره چکیده را؟/ گر دو جهان هوس بود، بی‌تو چه دسترس بود؟/ باغ ارم قفس بود، طایر پر بریده را/ جز دل و جان چه آورم بر سر ره؟ چو بنگرم/ ترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را/ خیز، بهار خون‌جگر! جانب بوستان گذر/ تا ز هزار بشنوی قصهٔ ناشنیده را
  • ۴ بازدید
    
حالت چقدر خوب مى شود
یكى پیدا شود
جنسش خالص باشد
بگوید هستم
از آن بودنهایى كه هیچ وقت تمام نمى شود
تو هم بگویى
بزرگترین لذت دنیاست
كسى كه دوست داشتن را
در كنار ماندن بلد باشد
  • ۲ بازدید
    
از شهر می رانند عاشق پیشه ها را/
فرهادها را، کوهها را، تیشه ها را/

کندند و خشکاندند و سوزاندند در باغ/
گلبرگها را، ساقه ها را، ریشه ها را/

دنیا دلش سنگ است در پستو نهان کن/
آیینه ها را، کوزه ها را، شیشه ها را/

ای مرغ غمگین قفس آرام منشین/
فریاد کن دلتنگی اندیشه ها را/

این جنگل آشفته جای شیرها نیست/
ارزانی کفتارها کن بیشه ها را
  • ۵ بازدید
    
به کجــــا رفته دلت بی تو جهــانم چه شود؟
آن همه خاطـــره‌های درعیـــانم چه شود؟

تو بســــوزان و دگــر فکـــــر مرا هیچ مکن/
این دل سوختــه با روی غمــانم چه شود؟

وعده‌هایی که چنان مست به پیمـانه زدیم/
لحظـه‌ی عاشقیت روی لبــــانم چه شود؟

تـــو نباشی دگــــر از خنـــده‌ی تو گریانم/
این جگـر سوخته ازناله‌ی جانم چه شود؟

تو نبــاشی نگهم عاشــق روی که شود؟
رخ غم دیده که چــون برگ خزانم چه شود؟

نرو ای #دوست بگوبا دل بی جان چه کنم؟
گـل خشکیده ‌‌و این قد کمــــانم چه شود؟
    ۰۹:۰۳ ۹۶/۰۹/۱۷
    خواااهش
    ۱۸:۱۲ ۹۶/۰۹/۱۶
    خواهش
    ۱۸:۰۹ ۹۶/۰۹/۱۶
    مرسی ازحضورتون .ممنونم که همیشه منویادمیکنید@asaoq
  • ۳ بازدید
    **با تو لبخندم به رنگ یاس هاست/
عشق تو زیباترین احساس هاست/

یاد تو چون عطر تند رازقیست/
با تو ماندن معنی دلدادگیست/

یاد تو در گوشه ی قلبم نشست/
شیشه ی اندوه دلتنگی شکست/

دست هایت را ز دستانم مگیر/ 
این منم در محبس عشقت اسیر/

یاد تو ارامش و تسکین من/ 
چشم هایت حسرت شیرین من/

بی تو باید از جهان دلسرد بود/
یا که همچون شاعری غمگین سرود/

شانه هایت کوهی از تاب و توان/ 
نازنین با قلب تب دارم بمان
    ۲۰:۲۷ ۹۶/۰۹/۱۶
    شب شمابخیرآلندخانم.ممنونم ازحضورتون
    ۰۲:۰۹ ۹۶/۰۹/۱۶
    شب بخیر
  • ۵ بازدید
    رو به رویت می نشینم تا که آرامم کنی/
نیمه شب مستم کنی، با بوسه ای خامم کنی/

رو به رویت می نشینم تا که سرشارت شوم/
می شود آتش شوی، گرما به اندامم کنی؟!

آنقدر در چشمهایت خیره می مانم که باز/
بیخود از خویشم کنی، در کوچه بدنامم کنی/

یا مرا با خود یکی سازی به کنج خلوتی/
یا ز مستی نگاهت، باده در جامم کنی/

بی تو من از خود گریزانم، به هرسو می روم/
باید امشب دلبرم، با بوسه ای ارامم کنی
    ۰۰:۰۰ ۹۶/۰۹/۱۶
    ممنونم ازلطفتون
    ۲۳:۳۸ ۹۶/۰۹/۱۵
    زیباو عالی
  • ۳ بازدید
    عهد کردم عاشقانه سرنهم درپای عشق/
زندگی یعنی نشستن باتودر دنیای عشق/

گفته ام این رابرایت بارها،ای عشق من/
دوست دارم باتوباشم تاشب یلدای عشق/

بازبی تاب است این دل،بیقراری میکند/
بامن ازامروزیک دل باش تا فردای عشق/

ماهی احساس من درتنگ دل جان میکند/
موج برمیدارداز این حادثه،دریای عشق/

عشق یعنی باتو بودن تاابد،دلدار من/
نقش کردم ازتودرقاب دلم،سیمای عشق/

آسمان آبی شعر مرا مهتاب باش/
واژه هایم راستاره سازم ازرویای عشق
  • ۴ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۰۸:۳۵ ۹۶/۰۹/۱۶
    سلام خوش باشید عاقبت بخیر باشید
    ۲۲:۳۳ ۹۶/۰۹/۱۵
    روزی سراپا مست مست،آشفته مویت شدم/ دیدم ترا،عاشق شدم، مستانه رویت شدم/ گفتی حدیث عاشقی،دل واژه صد آرزوست/ می، خوردم و بی آرزو دلبسته کویت شدم/ از من شنیدی راز دل،تا دل نوازی ها کنی/ این دل سراب آرزوست،بیگانه قلبت شدم/ شاید بگویی روی من شایسته ناز دل ست/ گویم عزیز دل تویی،دلداده نازت شدم/ گیسوی تو زنجیر دل،چشمان تو خمار دل/ دل دادم ومستان شدم،مجنون زنجیرت شدم/ آیی اگر در خواب من،تا خواب و رویایم شوی/ اینجا بمان در خواب من،آشفته رویایت شدم/ شبها نمازم آرزوست،جام نیازم روی اوست/ جام نیازم دادی ومستانه کویت شدم/ بگشای از این بیمار دل،زنجیر صد بار گران/ من مانده ام بیمار دل،محتاج درمانت شدم/ گاهی نگاه کن آسمان،باران رحمت را ببین/ باران عشق من تویی،شادان بارانت شدم/ ای در من و پنهان زمن،ای باور ایمان من/ تقدیر فردایم تویی،ناخوانده ایمانت شدم
  • ۵ بازدید
    ☆یلدا کنسل شد.☆
#بدون شرح
  • ۶ بازدید
    ☆☆لطفاکامنت اول روبخونید.☆☆
    ۰۳:۳۹ ۹۶/۰۹/۱۳
    mansour: گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست/ خندید دل گفتابمن،پس کاراین دل چیست چیست؟/ گفتم مگردیوانه ای،با عشق دریک خانه ای/ رنجید دل ازدست من،گفت درگمانت،عاقلی/ گفتم که دل راباختی،خودرا به چاه انداختی/ بیچاره دل گفتا به من،تو عشق را نشناختی/ گفتم سراپاسوختی، چون شمع عشق افروختی/ درمانده دل گفتا بمن،توچشم بردر دوختی/ گفتم که چون عاشق شدی،درکوی یاران گم شدی/ فریادزد دل برسرم،تو کمترازمجنون شدی/ گفتم به هجران ساختی،تیری به سینه کاشتی/ گفت درمیان عاشقان،فرهاد رانشناختی/ گفتم مگر این عشق چیست؟ جز درد و رنجی بیش نیست!
  • ۷ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۰۳:۱۹ ۹۶/۰۹/۱۳
    آمدی بغض مرا قسمت باران بکنی بارش ابر مرا سهم بیابان بکنی/ آمدی تنگ تر از پیش دلم تنگ شود/ خانه ی دنج مرا کُنج خیابان بکنی% آمدی تلخ ترین قصّه شود قصّه ی من/ غصه را در دل این غم زده مهمان بکنی/ آمدی آمدنت لذّت دیدار نداشت/ نیتّت زلزله ای بود پریشان بکنی/ اینکه با آمدنت کفر من ایمان بشود/ اینکه شمشیر بگیری و مسلمان بکنی/ اینکه ساز دل ناکوک ببینی بروی/ زخمه را از نفس عاطفه پنهان بکنی/ بی خداحافظی آماده ی رفتن بشوی/ کاخ این سلسله را دولت ویران بکنی/ شاعری درد بدی بود چه می فهمیدی/ آمدی شعر شدی یکسره عصیان بکنی.
  • ۷ بازدید
  • ۷ بازدید
  • ۱۰ بازدید
    ■■لطفا کامنت اول روبخونید.■■
    ۱۴:۳۳ ۹۶/۰۹/۱۲
    خخخخ.افرین به شما معلومه باهوشی.
    ۱۴:۳۱ ۹۶/۰۹/۱۲
    چیزی من پیدا نکنم محاله
    ۱۴:۳۱ ۹۶/۰۹/۱۲
    بله من تاحالا خدمت نرسیدم .ببخشید بجا نیاوردم.
  • ۵ بازدید
    رفتم...و...پشت سرم...
حیف...دعای "تو" نبود/

زندگی بود...ولی...
زمزمه های "تو" نبود/ 

گفته بودی...که...مرا...
عین خودت می دانی/ 

"عاشقت بودم"...و...
این...عشق...سزای "تو" نبود/
  • ۵ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۲۳:۲۲ ۹۶/۰۹/۱۱
    نسل افسرده‌ی من از "دهه‌ی شصت" بگو/ از همان در که به روی تو، خدا بست بگو/ حقّ تو حسرت و درماندگی و عقده نبود/ از خوشی‌هات که رفت، آن همه از دست بگو/ نسل سَر خورده‌ی من، جات بلندی‌ها بود/ از دلیلی که سبب شد بشوی پَست، بگو/ آب اَز آب تکان خورد، شکستند تو را؟/ نه!! فقط از چِه خبر دار نشد شست، بگو/ به فنا رفتی و مسؤولیَتش را هرگز/ نپذیرفت کسی، از "ملخک جَست!" بگو/ نسل آفت زده و چشم به راهِ دهه شصت/ از شرابی که نکرده ست تو را مست بگو..
  • ۱۰ بازدید
    

پیام می دهد او نیمه شب که بیداری ؟
و باز بغض من و این سوال تکراری/ 

دوباره هستم و باید نفهمد این را که/
چقدر خسته ام از این سکوت اجباری/

پیام می دهد ایندفعه زود خوابیدی؟
کلک بیا نکند میل دیگری ...؟ آری ..؟

و درد می کشم این دفعه با سکوت خودم/ 
نه صحبتی نه قراری نه وقت دیداری/ 

نه تاب اینکه بگویم که دوستش دارم/ 
نه میل اینکه بپرسم که دوستم داری؟

شنیده ام که کسی را ... شنیده ام که کسی...
غرور لعنتی ام غرق آبروداری !/

دوباره می رود او  بی خبرتر از شب قبل/
و باز بغض من و.. حسرت و... خودآزاری!
  • ۷ بازدید
    ■■لطفا کامنت اول روبخونید.■■
    us
    ۱۰:۲۰ ۹۶/۰۹/۱۰
    @asatehrani:-)
  • ۷ بازدید
    ■■لطفاکامنت اول روبخونید.■■
    ۲۲:۳۲ ۹۶/۰۹/۲۲
    اولا خودخدا بهشت وجهنم رو آفریده پس ما نباید چیزی بگیم مردم باید روی عقایدشون کارکنن الانم که کاشکی مردم به خاطر همین بهشت وچهنم واجباتشون انجام میدادن وترک مهرمات کی کردن الان متاسفانه مردم دینشون خیلی ظعیف شده
    ۰۸:۲۴ ۹۶/۰۹/۱۱
    @mansour_49 خواهش میکنم
    ۲۲:۲۹ ۹۶/۰۹/۱۰
    مررررررسی
  • ۷ بازدید
  • ۹ بازدید
    

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند●

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم●

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد●

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم●

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
  • ۶ بازدید
    ‎‌‌‌‌
مسـتِ یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبت
گردِ شمعش سوخــتم پروانه گشتم عاقبت

رفتم از دستش بگیرم تـــا گرفتم پر کشید
آشنا گفتــم شوم بیگــانه گشتم عاقبت

درخیــال ان شبی بـودم مـرا مهمان کند
غــافل ازخود بودم و بیخـــانه گشتم عاقبت

درپی ایت آواره شد دل، نامسلمــانی نکن
بُگذر از مـن،پیرِ ان فـرزانه گشتـم عاقبت

نازنین میبندم این دفتر گذشت ان فصل ما
با نسیمی میروم افســانه گشتم عاقبت!


‎‌‌‌
  • ۵ بازدید
    
بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی/ یکی را کرده ای چون شمع ، یکی را با صفا کردی/ چه عشاقی که در راهت شدن مجنون و دیوانه/ چه جانها در رهت رفتن ، بلا در جان ما کردی/ چرا ای عشق لا مذهب، چنین بیمار و غمگینم/ چرا احساس و روحم را ، مثال بچه ها کردی% ازاول خوب و زیبایی ، و درمان میکنی غم را/ تو ای احساس بی همتا ، چرا با من جفا کردی ‌