در حال بارگذاری
بالا
  • ۱۱۲ بازدید
    زمـانـی کـه جــلـوی" تـلـفـن هـای عــمـومـــی" صــف مـیکـشـیـدنـد
 عــشــقهـا بـا ارزشـتـر بود✖ازایـن روزهــاکه"پــشــت خــطـی هــا"صــف مـیکـشـنـد.
    ۱۱:۴۶ ۹۴/۰۷/۸
    >__
    ۰۷:۱۱ ۹۴/۰۷/۸
    @shiwa88 khahesh mikonam azizam vazifast
    ۰۰:۱۵ ۹۴/۰۷/۸
    reza jan mamnon babate like
  • ۱۶۲ بازدید
    بوی سیگار شدیدی آمد...
با خودم میگویم ، نكند باز پدر غمگین است
نكند باز دلش.....
پله ها را دو به یك طی كردم
تا رسیدم بر بام.
پدرم را دیدم
زیر آوار غرورش مدفون
زیر لب زمزمه داشت
كه خدا عدل كجاست؟
كه چرا مزه فقر وسط سفره ماست!!!!
و چرا ها وچرا های دگر..
دل من هم لرزید مثل زانوی پدر
دیدن این صحنه آنچنان دشوار بود
كه مرا شاعر كرد
 
 احمدشاملو
    ۲۱:۳۶ ۹۴/۰۵/۲۱
    @saramajd ممنون سارا جان متنت فوق العاده زیبا بود
    ۲۰:۳۸ ۹۴/۰۵/۲۱
    نویسنده ی این متن هرکسی که بوده.... دمش گرم و قلمش نویسا باد.... من،تو،او.... من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود او هر روز بعد از مدزسه کنار خیابان آدامس میفروخت معلم گفته بود انشا بنویسید موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت من نوشته بودم علم بهتر است مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید تو نوشته بودی علم بهتر است شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود خودکارش روز قبل تمام شده بود معلم آن روز او را تنبیه کرد بقیه بچه ها به او خندیدند آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد خوب معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته شاید معلم هم نمی دانست ثروت وعلم گاهی به هم گره می خورند گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش بوی سیگار و تریاکی را می داد که پدرش می کشید سال های آخر دبیرستان بود باید آماده می شدیم برای ساختن آینده من باید بیشتر درس می خواندم دنبال کلاس های تقویتی بودم تو تحصیل در دانشگا های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد او اما نه انگیزه داشت نه پول .... درس را رها کرد دنبال کار می گشت روزنا مه چاپ شده بود هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به این فکر کنم که کسی کسی را کشته است تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه آن را به کناری انداختی او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه برای اولین بار بود در زندگی اش که این همه به او توجه شده بود !!!! چند سال گذشت وقت گرفتن نتایج بود من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی همان آرزوی دیرینه ی پدرت او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود وقت قضاوت بود جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند من خوشحال بودم که مرا تحسین می کنند تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند زندگی ادامه دارد هیچ وقت پایان نمی گیرد من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است!!! تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است!!! او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!! من , تو , او هیچگاه در کنار هم نبودیم هیچگاه یکدیگر را نشناختیم اما من و تو اگر به جای او بودیم آخر داستان چگونه بود ؟؟؟ هر روز از كنار مردمانی می گذریم كه یا من اند یا تو و یا او... و به راستی نه موفقیت های من به تمامی از آن من است و نه تقصیرهای او همگی از آن او...
    ۲۰:۳۷ ۹۴/۰۵/۲۱
    لااااایک
  • ۲۳۰ بازدید
    دلم دیدار میخواهد ...
نگاهی عاشقانه 
از دو چشم یار میخواهد....
دلم آغوش او 
با او 
کنار او دو پک سیگار میخواهد....
دلم دیدار میخواهد....
دلم تکرار و 
هی تکرار و 
هی تکرار میخواهد....
دلم با تو 
در آغوشت
دو پک سیگار میخواهد ......!!!!
    ۱۶:۱۸ ۹۴/۰۵/۱۸
    @mahsasmsm سلام مهسا جان
    ۲۲:۵۱ ۹۴/۰۵/۱۷
    سلام
    ۲۰:۵۸ ۹۴/۰۵/۱۵
    عالی
  • ۱۶۶ بازدید
    

مثل کبریت کشیدن در باد
زندگی دشوار است
من خلاف جهت آب شناکردن را
مثل یک معجزه باور دارم
آخرین دانه ی کبریتم را
 میکشم در باد
هرچه باداباد...!
    ۱۹:۴۰ ۹۴/۰۷/۳۰
    لایک
    ۲۲:۲۲ ۹۴/۰۵/۱۵
    لایک عالی
    ۲۰:۵۸ ۹۴/۰۵/۱۵
    زیبااا
  • ۱۱۴ بازدید
    امروز

پـــــُر کـــــارتـــــریــــــــــن روزســــــــــال اســـــت

 بـــــراےِ مــــــــــن..

بـــــایـــــد گـــــِره از تمـــــــــامِ سبــــــــــزه هــاے ایـــــن شهــــــــــر بــــــــــاز کنــــــــــم..

مبــــــــــادا کســـــے تــــــــــو را آرزو کـــــرده بـــــاشــــــــــد..!!
    ۱۸:۲۳ ۹۴/۰۴/۱۲
    عالی
    ۱۵:۰۳ ۹۴/۰۳/۲۲
    چشمات قشنگ ِ داداش ِ من :) محبت دای.
    ۱۴:۰۱ ۹۴/۰۳/۲۲
    بی سرزمین تر از باد خواهش میکنم البوم زیباتون لایق لایک کردن بود
  • ۳۷۵ بازدید
    دنیای امروز ما...
دنیای روابط باآدمها نیست....
دنیای روابط نقاب ها با نقاب هاست...
هرروز صبح ، آدم‌ها با طلوع خورشید...
نقاب ها رو به چهره میزنن و بیرون میرن...
و شب که بر گشتن درش میارن ویه گوشه آویزونش میکنن...
در طول روز و شب همه برای هم نقش بازی می کنن...
اگر کسی بدون نقاب باشه توی بازی نقشی نداره...
آدم‌ها کمتر فرصت می کنند ...
 تا سیمای حقیقی یکدیگر را ببینند...
آنها به نقاب عادت دارند....!!
                                                                   
 
    ۲۰:۵۹ ۹۴/۰۵/۱۵
    دخت جنوب
    ۱۱:۲۶ ۹۴/۰۱/۱۴
    خواهش میکنم
    ۱۱:۲۵ ۹۴/۰۱/۱۴
    ممنون از نگاه زیبات بیتا جان
  • ۱۰۹ بازدید
    پسرک ارضا نشد...
دست کشید از رابطه ها و رفت،اما دخترک باردار خاطره هاشده بود
    ۱۱:۲۱ ۹۴/۰۵/۲۳
    وای
    ۱۶:۴۷ ۹۴/۰۵/۱۸
    من شب از ۱ تا ۸صبح تو لنزر و اینستا هسم شما عزیزم چطور
    ۱۶:۱۷ ۹۴/۰۵/۱۸
    سلام پریا جان بله در خدمتم هر وقت دوست داشتی یه ساعتی تعیین کنیم بیشتر اشنا بشیم.
  • ۳۹۹ بازدید
    مترسک را تفنگ دادیم تا مزرعه را حفاظت کند ،اما وقتی فهمید قدرت دست اوست اربابمان شد...!!! خواستیم سیاستمان دینی شود،دینمان سیاسی شد.خواستیم اقتصادمان انسانی شود، انسانیتمان اقتصادی شد .خواستیم خیابانهایمان شریف شود، شرافتمان خیابانی شد.خواستیم شاه وشاهزاده نداشته باشیم، آقاوآقازاده داریم. خلاصه خواستیم دردهایمان درمان شود ،دردبی درمان گرفتیم .
    ۱۵:۱۵ ۹۵/۰۳/۹
    سلام فن پیج علی شادمان هستم دوس داشتین فالو کنین فالو=فالو
    ۲۰:۵۹ ۹۴/۰۵/۱۵
    لااایک
    ۱۸:۲۴ ۹۴/۰۴/۱۲
    عالییییییییییییییییییییییییییییییی 20
  • ۹۵ بازدید
    ۲۰:۰۹ ۹۳/۱۲/۱۳
    ممنونم این لطف شما رو میرسونه سپاس از نگاه زیبا وپرمهرشما:-)
    ۲۰:۰۵ ۹۳/۱۲/۱۳
    خواهش میکنم مینا جان وظیفه است البوم زیباتون لایق لایک کردن
    ۲۰:۰۱ ۹۳/۱۲/۱۳
    سلام ممنون از لایک داداشم
  • ۱۴۹ بازدید
    ۲۱:۲۳ ۹۴/۰۲/۸
    اوف سیکس پکشو;-)انشاءالله شوور خودم;-)
    ۱۹:۱۴ ۹۴/۰۱/۲۹
    سیکس پک دوسسس
    ۲۲:۲۲ ۹۳/۱۲/۱۳
    خوبه
  • ۱۰۱ بازدید
    ۱۹:۵۵ ۹۴/۰۲/۲۸
    چه باااحااال ^_^
    ۰۱:۲۰ ۹۳/۱۲/۱۷
    akhee tefliiii
    as
    ۱۷:۲۹ ۹۳/۱۲/۱۴
    جالب
  • ۱۴۶ بازدید
    ۲۱:۵۸ ۹۴/۰۵/۱۵
    @13helia65 mersi aziz jan
    ۲۱:۰۰ ۹۴/۰۵/۱۵
    خعلیییی عااالیییی
    ۱۸:۴۱ ۹۴/۰۲/۱۷
    لایک